{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک قسمت از یه کتاب خوب

یک قسمت از یه کتاب خوب
اسم کتاب :پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد
نویسنده : *عرفان نظر آهاری*



پیامبری از ...
کنار خانه ی ما رد شد .
ما هزار درِ بسته داشتیم و هزار قفل بی کلید.
پیامبر کلیدی برایمان آورد.
اما نام او را که بردیم، قفل ها بی رخصت کلید باز شدند.
من به خدا گفتم:
امروز پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است.
خدا گفت:
کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرند و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست .
دیدگاه ها (۲)

LESSON

💠حکمت های فاطمی 🔰حضرت فاطمه (علیها السّلام)فرمودند:«حُبِّبَ...

فاصله یک لبخند تا جنون

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

P : 11

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط