{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسمت میان وزن غزل جا نمی شود

اسمت میان وزن غزل جا نمی شود
وزنی به وزن اسم تو پیدا نمی شود

هر کار می کنم که بگنجی میان شعر
مفعول و فاعلات و فعل، ها! نمی شود

ما عشق را به مسلخ یک واژه برده ایم
دریا میان کوزه ولی جا نمی شود

هرگز کسی شبیه من عاشق نبوده است
دیگر کسی شبیه تو زیبا نمی شود

باید دوباره گریه کنم بعد سالها
این بغض با سکوت مداوا نمی شود

دیگر بریده ام از بس نبوده ای
از بس که جمله ساخته ام با "نمی شود"
دیدگاه ها (۸)

نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم توییخالق هر لحظه از این عشق پن...

امشب از بوی اقاقی سر خوشموز شراب چشم ساقی سرخوشممن خراب چشم ...

نازنیـــــن چشــم تمنــای مــــرا یـــادت هست؟ روز تشیــــی...

هر چه کردی به دلم ، باز تو را بخشیدم"!!!با زبان زخم زدی؛دشنه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

اسمت میان وزن غزل جا نمی شودوزنی به وزن اسم تو پیدا نمی شوده...

اسمـت میان وزن غزل جا نمیشود وزنی به وزن اسم تو پیدا نمیشود ...

اسمـت میان وزن غزل جانمیشودوزنی به وزن اسم تو پیدانمیشوددیــ...

سر به زیرو ساکتم وقتی که تنها میشوم درد دارد شعرهایم،بی تو ر...

سر به زیرو ساکتم وقتی که تنها میشوم درد دارد شعرهایم،بی تو ر...

غـزل بهـانه می شود، که با تو گفتگو کنمبرای دردِ دل فقط، بـه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط