سر به زیرو ساکتم وقتی که تنها میشوم
سر به زیرو ساکتم وقتی که تنها میشوم
درد دارد شعرهایم،بی تو رسوا میشوم
برگ برگ دفترم با خاطرات خوب و بد
با ورق خوردن میان شعر معنا میشوم
می نویسم در غزل لبخند شیرین تو را
هر نفس با بوسه ای در گیر رویا میشوم
عاشقِ پروانه ام شمع و گل و شعر و غزل
با قیام شعله ها امشب چه زیبا میشوم
تیغ چشمت نبض احساس مرا کرده نشان
حس خوبی دارد و با آن مداوا میشوم
بی منی و اشکِ من با بغض همبستر شده
آسمانم تو بباری باتو دریا میشوم
بس مصمم رفته ای،حتی غباری از تو نیست
دشت دلتنگی ام و اینگونه شیدا میشوم
درد دارد شعرهایم،بی تو رسوا میشوم
برگ برگ دفترم با خاطرات خوب و بد
با ورق خوردن میان شعر معنا میشوم
می نویسم در غزل لبخند شیرین تو را
هر نفس با بوسه ای در گیر رویا میشوم
عاشقِ پروانه ام شمع و گل و شعر و غزل
با قیام شعله ها امشب چه زیبا میشوم
تیغ چشمت نبض احساس مرا کرده نشان
حس خوبی دارد و با آن مداوا میشوم
بی منی و اشکِ من با بغض همبستر شده
آسمانم تو بباری باتو دریا میشوم
بس مصمم رفته ای،حتی غباری از تو نیست
دشت دلتنگی ام و اینگونه شیدا میشوم
- ۱.۶k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط