{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر به زیرو ساکتم وقتی که تنها میشوم

سر به زیرو ساکتم وقتی که تنها میشوم
درد دارد شعرهایم،بی تو رسوا میشوم

برگ برگ دفترم با خاطرات خوب و بد
با ورق خوردن میان شعر معنا میشوم

می نویسم در غزل لبخند شیرین تو را
هر نفس با بوسه ای در گیر رویا میشوم

عاشقِ پروانه ام شمع و گل و شعر و غزل
با قیام شعله ها امشب چه زیبا میشوم

تیغ چشمت نبض احساس مرا کرده نشان
حس خوبی دارد و با آن مداوا میشوم

بی منی و اشکِ من با بغض همبستر شده
آسمانم تو بباری باتو دریا میشوم

بس مصمم رفته ای،حتی غباری از تو نیست
دشت دلتنگی ام و اینگونه شیدا میشوم
دیدگاه ها (۴)

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

بی‌قرار توام و در دل تنگم گله‌هاستآه بی‌تاب شدن، عادت کم‌حوص...

امشب واژه به واژه های دلتنگی هایم راباقطره قطره اشکم؛برصفحه ...

"قلم "شدم بنویسمترانه ای از تو........کنار خستگی ام"عاشقانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط