{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم و دفتر شعری که پر از اسرار است

منم و دفتر شعری که پر از اسرار است
شرح دلتنگی و دیوانگی ام بسیار است

شهر را ناله ی دلتنگی من پر کرده
ناله هایم همه از حسرت یک دیدار است

بند بند بدنم چشم شده ، اما حیف
بین چشمان من و دیده ی او دیوار است

عشق از دست دلم خون جگر خواهد خورد 
دیده چون دیده ی نادیده من خونبار است

خبر از حال دل تنگ نداری شاید
روز هر عاشق دلتنگ چو شامی تار است

قصه از غصه ی بسیار نوشتم امروز
درک کن حال دلی را که چنین غمدار است 🌼🌸
دیدگاه ها (۰)

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

نام=)سایه مافیا### پارت سیزدهم: بازیِ بی‌رحمانه‌ی فاصله‌هاسک...

دلبر رئیس

منم و دفتر شعری که پر از اسرار استشرح دلتنگی و دیوانگی ام بس...

منم و دفتر شعرے ڪہ پر از اسرار استشرح دلتنگے و دیوانگے ام بس...

در راه سفر زحمت بسیار کشیدمبس تجربه دراین ره دشوارکشیدمتا آن...

‍ ‍ آمد شب و شعری دگر اما چه بگویماز هجرِ تو با خونِ جگر با ...

هر چند که در حسرتِ دیدار تو سوزمدل سوخته ام با تب رخسار تو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط