{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوز

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوز
کوچه بی نام تو در حسرت یار است هنوز
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب اما
اشکی از شاخه سر زلف نگار است هنوز
در نهانخانه ی شعرت که گل عشق دهد
عطر صد خاطره در ذهن, حصار است هنوز
همه تن چشم , همه خیره به باغ غزلت
گریه ام پرده ی این دیده ی تار است هنوز
شوق دیدار تو بود , هر نفسی آمالم
دوریت دغدغه ی این دل زار است هنوز
عاشقان مست و خرابند ز هرم سخنت
وه چه سرها که چو منصور به دار است هنوز
گر چه پاییز هوایی ز سر یار نداشت
با هوایت همه دوران چو بهار است هنوز
یادگار شب تنهایی و چشمان ترم
یک غزل از تو و یک سیم سه تار است هنوز
دیدگاه ها (۳)

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی‌تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نامِ تو در حسرتِ ...

بی‌تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نامِ تو در حسرتِ ...

اشک_مهتاب🌹 بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو...

چه دلی ای آشفته که دلدار نداریگر تو بیمار غمی از چه پرستار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط