{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم تنگ است برای آن روزهای برفیِ

دلم تنگ است برای آن روزهای برفیِ
کودکی ام...
همان روزهایی که صـبـح از خـواب
بیدار میشدم و از دیـدنِ بـرف
پشت پنجره ی اتاقم از شدت خوشحالی
ذوق مرگ میشدم!
دیگر در آن لحظه نـه سـرمـایـش
برایم مهم بود و نـه هـیـچ چیزِ دیگر،
زود شال و کلاه میکردم برای رفتن به
حیاط خانه یِمان و تمام روز را بدون آنکه
دغدغه ای داشته باشم تنها فکر و ذهنم به برف بازی و شادی کردن بود...
اما حالا که بزرگ شده ام،
دیگر نه حسی به روز برفی دارم،
نه ذوق و شوقی برای دیدنِ
آن دانه های سفیدش و
نه فکرِ برف بازیش...
بـرف دیگر برایم هیچ جذابیتی ندارد
فقط شـبـاهـتِ عـجـیـبـی بـه
"قـلـبِ ســرِد تــو" دارد...!
امـروز هم هـوا فـقـط ســرد است...
ســـردِ ســـرد...

#امروز_هوا_فقط_سرد_است✌
دیدگاه ها (۱۱)

عاشقانه های شبنم

پارت بیست و یکم

سناریو کازتورا پارت۱

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 14روز بعد، ویولت همراه الورا به قصر ...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

🦢 پارت نهم | شروع بازیصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه بیدا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط