{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

13

پارت ۱۳ فصل اول فیک «درون تاریکی، نام او»
(ژانر: مافیایی، عاشقانه، درام، کمی اسمات / شخصیت‌ها: جونگ‌کوک، اَت، یونهو، سوآ)


---

[صبح روز بعد – عمارت جونگ‌کوک – بالکن شرقی]

آفتاب کم‌رمق از پشت شیشه‌های مه‌گرفته عبور می‌کرد و رو پوست سفید ات می‌افتاد. اون کنار نرده‌ها ایستاده بود، دستش روی شکمش بود و چشم‌هاش به باغ زیر پاهاش خیره.

صدای در باز شد و قدم‌های آرومی پشت سرش اومد.
جونگ‌کوک بدون حرف کنارش ایستاد.
برای چند ثانیه فقط صدای پرنده‌ها بود. نه جنگ، نه سکوت مرگبار، فقط لحظه‌ای آرامش.

«اسمشو چی می‌ذاری؟»
ات آهسته زمزمه کرد.

جونگ‌کوک پلک زد. «هنوز زوده... نمی‌دونیم پسره یا دختر.»

ات لبخند نصفه‌ای زد. «من می‌دونم.»

جونگ‌کوک با تعجب نگاهش کرد. «چی؟»

ات با نگاه به دوردست‌ها گفت: «یه دختره. و بیشتر از همه، باید قوی باشه... چون مادرش وسط یه جهان تاریک، عاشق کسی شد که خودش یه سایه‌ست.»

جونگ‌کوک حرفی نزد. نزدیک‌تر شد. دستش رو روی شونه‌اش گذاشت.
«تو نمی‌دونی که سایه‌ها، وقتی عاشق می‌شن، خطرناک‌ترن... نه برای دشمن، بلکه برای کسی که عاشقشن.»

ات نفس عمیقی کشید. «من ازت نمی‌ترسم.»

جونگ‌کوک با نگاهی جدی در جواب گفت:
«بترس، اَت... چون یه روز ممکنه برای محافظت ازت، به همه‌چی خیانت کنم. حتی به خودم.»


---

[سکانس بعد – دفتر مخفی عمارت – بعدازظهر]

یونهو روی نقشه‌های پخش‌شده روی میز خم شده بود. سوآ کنار پنجره ایستاده بود و داشت حرف‌های بی‌سیم رو چک می‌کرد.
«دختره نباید این‌قدر راحت تو قلب رئیس جا می‌گرفت. داریم کنترل رو از دست می‌دیم.»
سوآ با عصبانیت گفت.

یونهو با خونسردی گفت:
«تو از عشق می‌ترسی، یا از زنی که یه مردِ خطرناک رو نرم می‌کنه؟»

سوآ نگاه سردی بهش انداخت.
«هر دو.»


---

[هم‌زمان – اتاق جونگ‌کوک]

ات هنوز خوابیده بود. پرده‌ها کمی کنار رفته بودن و نور ملایمی تو اتاق پخش شده بود.
جونگ‌کوک کنارش نشسته بود. دستش به آرومی از روی شکمش رد شد.

«باید بری... خیلی زود... چون اگه بمونی، ممکنه دیگه هیچ‌وقت نتونم بذارم بری.»

اما اون نمی‌دونست...
اَت هم دیگه نمی‌خواست بره.


---
دیدگاه ها (۱)

White Lotus | Part 34چند ساعت بعد...مراسم تمام شده بود.بیشتر...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۳«وقتی حسادت، لو می‌رود...»باران آرام...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط