بدون تو p5
ویو اتاق ا.ت:
هیون:*رو ا.ت بود و داشت رو بدنش ک*یس م*ارک میزاشت و ا.ت نا*له میکرد*
ا.ت:*گوشیش زنگ خورد* هیون میشه بزاری جواب بدم *بی حال*
هیون:نه نمیشه خودم جواب میدم
ا.ت:باشه باشه
هیون:الو*عصبانی*
سانا:هی هیون هیونجیننننن؟؟
هیون:آره خودمم چیهههه*داد
چان:هیونجین تو پیش ا.ت چه غلطی میکنی هااااا
هیون:به تو چهههه سرم شلوغه کاری داشتین؟؟*عصبانی
سونگمین:جسارتا ا.ت هستش؟
هیون:نخیر نیستش حرف دیگه ای هست؟؟ سرمون شلوغه
یونا:منظورت چیهههه ا.تو ول کنننن
هیون:فک نکنم به هیچکدومتون ربطی داشته باشه تموم شد؟؟*سرد
جو وون:یه مو از سرش کم شه خودم میکشمت
هیون:چیزی گفتی؟*عصبانی
ا.ت:*میخواست چیزی بگه ولی هیونجین دستشو گذاشته بود رو دهنش و داشت دست و پا میزد*
هیون:قطع میکنم...
....................
چانگبین:بنظرتون بریم خوابگاه؟
یوری:آخه من گشنمه ولشون کنین بلایی سر ا.ت نمیاره
هان:خیلی خب بیاین غذا سفارش بدیم
....................
ا.ت:اومممممممم اوممممم
هیون:چقد دست و پا میزنی بچه باید ببندمت*دست و پای ا.ت رو بست*
ا.ت:*جیغ* آااااایییییی ولم کنننن کمکککک
هیون:داری بچه بدی میشیا...
ا.ت:عاهههههه ببخشید ببخشید اشتباه کردم عای عای
*و بعد 4 ساعت کنار هم خوابیدین*
..............
فلیکس:مام میایم تو
سانا:اوکی
یوری:*رفت در اتاق ا.تو باز کرد*یاخدااااا*جیغ*
لینو:ها چیه چیشد چی دیدییییییی
هیون:*خوابالو* هوی زنی*که نمیبینی خوابیم؟؟؟ برو بیرون ببینم
یوری:ببخشید ببخشید*درو بست*
چان:اون اون صدای هیونجین بود؟؟؟؟ هیونجیننننن من تورو گیر بیارممممممم *داد*
چانگبین و هان:* گرفتن چان* هیونگ آرومممم باششش
هیون:*خوابالود از اتاق اومد بیرون درشو بست* چیه چی میگی
یونا:ا.ت رو چیکارش کردیییییی
هیون:اههههه چقد بزرگش میکنینننن نترسین بابا زندس
سونگمین: خداااااروشکر
جو وون:*چپ چپ نگاه کردن به سونگمین*
هیون:میرم بخوابم
..................
ویو یک ساعت بعد ساعت 1 شب:
سانا:*جیغ*
چانگبین:چیههههه
سانا:وای وای وای بدبخت شدیم بازرسای جی وای پی میخوان بیانننن یاخدا حالا چیکار کنیممممم
چان:یکی بره اونارو بیدار کنه سر جدش تا نزدم بکشمشون
فلیکس:آراممممم من میرم
چان:تو کجااااا بشین ببینم
جونگین:راست میگه من میرم
چان:عه عه عه یکی از دخترا بره هیون پوشش کامله معلوم نیس ا.ت چی تنشه که(برادر پاک است 😂)
یونا:من میرم*باز کردن در* ا.ت هیونجینننن پاشید بازرس داره میاد
ا.ت:*یهو پرید و با شدت بلند شد* چیییی عای عای دردم گرف
هیون:خوبییی؟*نگران
یونا:پاشو برو بیرون ببینممممم همش اینجا پلاسی
ادامه داره...
هیون:*رو ا.ت بود و داشت رو بدنش ک*یس م*ارک میزاشت و ا.ت نا*له میکرد*
ا.ت:*گوشیش زنگ خورد* هیون میشه بزاری جواب بدم *بی حال*
هیون:نه نمیشه خودم جواب میدم
ا.ت:باشه باشه
هیون:الو*عصبانی*
سانا:هی هیون هیونجیننننن؟؟
هیون:آره خودمم چیهههه*داد
چان:هیونجین تو پیش ا.ت چه غلطی میکنی هااااا
هیون:به تو چهههه سرم شلوغه کاری داشتین؟؟*عصبانی
سونگمین:جسارتا ا.ت هستش؟
هیون:نخیر نیستش حرف دیگه ای هست؟؟ سرمون شلوغه
یونا:منظورت چیهههه ا.تو ول کنننن
هیون:فک نکنم به هیچکدومتون ربطی داشته باشه تموم شد؟؟*سرد
جو وون:یه مو از سرش کم شه خودم میکشمت
هیون:چیزی گفتی؟*عصبانی
ا.ت:*میخواست چیزی بگه ولی هیونجین دستشو گذاشته بود رو دهنش و داشت دست و پا میزد*
هیون:قطع میکنم...
....................
چانگبین:بنظرتون بریم خوابگاه؟
یوری:آخه من گشنمه ولشون کنین بلایی سر ا.ت نمیاره
هان:خیلی خب بیاین غذا سفارش بدیم
....................
ا.ت:اومممممممم اوممممم
هیون:چقد دست و پا میزنی بچه باید ببندمت*دست و پای ا.ت رو بست*
ا.ت:*جیغ* آااااایییییی ولم کنننن کمکککک
هیون:داری بچه بدی میشیا...
ا.ت:عاهههههه ببخشید ببخشید اشتباه کردم عای عای
*و بعد 4 ساعت کنار هم خوابیدین*
..............
فلیکس:مام میایم تو
سانا:اوکی
یوری:*رفت در اتاق ا.تو باز کرد*یاخدااااا*جیغ*
لینو:ها چیه چیشد چی دیدییییییی
هیون:*خوابالو* هوی زنی*که نمیبینی خوابیم؟؟؟ برو بیرون ببینم
یوری:ببخشید ببخشید*درو بست*
چان:اون اون صدای هیونجین بود؟؟؟؟ هیونجیننننن من تورو گیر بیارممممممم *داد*
چانگبین و هان:* گرفتن چان* هیونگ آرومممم باششش
هیون:*خوابالود از اتاق اومد بیرون درشو بست* چیه چی میگی
یونا:ا.ت رو چیکارش کردیییییی
هیون:اههههه چقد بزرگش میکنینننن نترسین بابا زندس
سونگمین: خداااااروشکر
جو وون:*چپ چپ نگاه کردن به سونگمین*
هیون:میرم بخوابم
..................
ویو یک ساعت بعد ساعت 1 شب:
سانا:*جیغ*
چانگبین:چیههههه
سانا:وای وای وای بدبخت شدیم بازرسای جی وای پی میخوان بیانننن یاخدا حالا چیکار کنیممممم
چان:یکی بره اونارو بیدار کنه سر جدش تا نزدم بکشمشون
فلیکس:آراممممم من میرم
چان:تو کجااااا بشین ببینم
جونگین:راست میگه من میرم
چان:عه عه عه یکی از دخترا بره هیون پوشش کامله معلوم نیس ا.ت چی تنشه که(برادر پاک است 😂)
یونا:من میرم*باز کردن در* ا.ت هیونجینننن پاشید بازرس داره میاد
ا.ت:*یهو پرید و با شدت بلند شد* چیییی عای عای دردم گرف
هیون:خوبییی؟*نگران
یونا:پاشو برو بیرون ببینممممم همش اینجا پلاسی
ادامه داره...
- ۷.۵k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط