رومان عشق پنهانی (پارت3)

دستمو گرفت و کشید سمت خودش من رو روی خودش نشوند و شروع کرد لب هام رو بوسیدن که عصبانی شدم و یدونه سیلی محکم زدم تو گوشش
سونیک:خجالت نمیکشی بیشعور
مثل لبو شد بود قرمز انگار تا حالا کت نخرده بود
سونیک:کیلید در رو بده میخوام برم
شدو:نه نمیدم تو همین جا میمونی
رفتم که دباره بزنمش بزنمش دستم رو گرفت و منو کشید تو بقلش
شدو:تو خیلی پرو هستی
در اوتاق رو باز کرد و منو برد به دفتر کارش... پشت صندلی میز کارش یه میله بود که به دیوار وصل بود منو برد اونجا و دستام رو بالا بست که نتونم بشینم
شدو:باید بخاطر کارت میکشتم اما اشکال نداره فقط تنبیت میکنم
سونیک‌:.... چه تنبیهی؟
شدو:فعلا باید اینجا وایسی تا فردا صبح
سونیک:.....
رفت رو صندلیش نشست و شروع کرد با کامپیوترش کار کردن یا اون لحظه تو اوتاق افتادم یه حس عیجبی داشتم...... شب شد ساعت 11:15بود دیگه نمیتونستم داشتم میمرد از رو صندلیش بلند شد و اومد روبه روم وایساد
شدو:اگه بازت کنم قول بده دیگه بی احترامی نکنی
انقدر خسته بودم که نمیتونستم فکر کنم
سونیک :باشه
زنجیر رو باز کرد و بقلم کرد و رو میز کارش نشوندتم و روبه روم نشستم اومد جلو و دباره لب هام رو بوسید دستاش رو دورکمرم حلقه کرد و....
پارت بعدی هم عاشقانه تر هست❤️
دیدگاه ها (۱)

رومان قطره قرمز (پارت 9)

دردسر های سه روزه ( پارت ۴ )سونیک میترسید شدو رو از دست بده ...

رومان عشق پنهانی (پارت2)

رومان قطره قرمز (پارت اول)

رومان عشق پنهانی (پارت1)

رومان قطره قرمز (پارت 4)

رومان قطره قرمز (پارت 6)

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

کپشننننن🎀🥵عروسک من😈🔞پارت چهل و س -بدجور تنت منو به جن.ون میک...

کپشنننننننننن🛐😈عروسک من😈🔞پارت نود و یک با چشمای خمارش دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط