سی سال پیش، دخترهای خانه صبح ها زود بیدار میشد تا قبل از

سی سال پیش، دخترهای خانه صبح ها زود بیدار میشد تا قبل از مدرسه رفتن همه جای خانه را رفت وروب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند.و پسرها باید یا صبح زود یا عصر نان و مایحتاج خانه را خرید می کردند و کارهای مردانه را کمک پدر خود انجام می دادند.

حالا با نسلی مواجهیم که صبح که بیدار می شوند از هتل خانه شان خارج میشود.
چون که والدینش به عنوان مستخدمین "هتل خانه " همه جا را رفت وروب خواهند کرد. و با یک تلفن همه چیز درب خانه مهیاست .

نسلی که در برابر اتاقی که در آن میخوابد و خانه ای که در آن زندگی میکند وظرفی که در آن غذا میخورد احساس مسئولیت ندارد آیا در برابر سرزمینی که از آب وخاک آن بهره مند است حس مسئولیت خواهد داشت!!!

برای این نسل سرزمین هم چون هتلی است که میتوان خورد وخوابید وریخت وپاشید؛ از مواهب طبیعی آن بهره مند شد و بعد اگر باب میل نبود آن را ترک کرد

سرزمین هم مثل خانه برای این نسل، هتل است با این فرق که متأسفانه مستخدم سرجهاز ندارد و همه فقط برای خوردن و خوابیدن و بردن آمده اند.

این نسل را چه کسی وچه کسانی چنین تربیت کردند؟؟؟
کی بود؟ کی بود؟!
اتفاقاً ایندفعه ، من بودم، تو بودی، ما بودیم و...همه بودند.

کمی به خود بیاییم و تکانی به خودمان واین نسل هتل نشین بدهیم...
دیدگاه ها (۵)

🔴 یک تصویر عالی برعنداز سوز ببینید تا حالتون خوب بشه🔹 پلاکار...

ملتی که سنگر را خالی نکردبسم الله الرحمن الرحیمدویست شب گذشت...

شیطانِ مزاحم پارت : 𝟏 نور طلایی خورشید از میان پرده‌های سفید...

پارت آخر — قشنگ‌ترین خاطره 🌸سال‌ها از روز ازدواج جونگکوک و ن...

سال‌ها پس از افشای فایل صوتی هتاکانه جواد ظریف علیه سپاه قدس...

آرامشِ امروز ما، مدیونِ شب‌بیداری و تلاشِ مردانی‌ست که امنیت...

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 بیست و سوم مهر؛ روز جهانی ...

گشایی مدارس و دانشگاه‌ها1405/6/31بسم الله الرحمن الرحیمیَرفَ...

کن نیچیوا !😇عشقولیا اومدم با پارت ۳ این شاهکار...(*-*)مرسی ا...

خسف | قصه سی و نهم: محمد بن عثمان (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط