سناریو پسران اچ پی=

سناریو پسران اچ پی=
وقتی بهشون میگیم بزار ایندفعه بجای اینکه کنار تو بخوابم کنار بوی فرندم بخوابم

هری:
«امکان نداره»
♡ولی
«ساکت!»

رون:
«دیگه همچین چیزی نگی ها وگرنه بهت مرغ نمیدم»

نویل: با بغض
«واقعا انقدر من بدم؟»

سدریک:
«نه»
♡ولی..
«گفتم نه»

دراکو:
«بوی فرند؟از کی تاحالا؟»
♡از الان..
«تو فقط مال منی و بس»
و محکم بغلت میکنه

متیو:
«اسمش چیه؟»
♡به خودم مربوطه
«ا/ت منو عصبی نکن»
♡باشه نمیرم
و لبخندی میزنه و نوازشت میکنه

لورنزو:
«مطمئنی؟»
♡اره
«پس برو»
و قهر میکنه
♡انزو؟ باهام قهرنکن دیگه، نمیرم اصلا

تئودور:
«واقعا باشه منم میرم کنار گرل فرندم میخوابم»
♡گرل فرند؟
«اره خیلی هم خوشگله»
♡تئو
و اشک میریزی
«باشه باشه شوخی بود»
و سرت رو میزاره روی شونه اش

ریگولوس:
«چی؟من تنها بوی فرند توعم و توهم حق نداری کس دیگه ای رو بوی فرند صدا کنی»
♡باشه باشه ببخشید
و بغلش میکنی

تام:
«چی باعث شده فکر کنی میتونی بوی فرندی بجز من داشته باشی؟!»
♡ولی اون خیلی هاته
«میخوای منم روی هاتمو نشونت بدم؟»
دیدگاه ها (۲۰)

مکالمه هوسوک با خانواده‌اش تو قسمت جدید ولاگ جیوو.بابا: خواه...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

ادامه پارت ۹جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست مع...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

عشقی حقیقی

چند پارتی

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

رمان بهترین من،پارت۳☆ساعت 12:00دازای میره تو خونه ی چویا*چوی...

زیبای کوچک فریبکار

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط