blood enem

ویو ات:
رفتم خونه که با چیزی که دیدم کرکام ریخت هیچی تو خونه نبودددد رفتم گوشیمو
درآوردم خواستم به بابام زنگ بزنم که احساس کردم یکی دستمال گذاشت جلو دهنم فهمیدم بیهوش کننده ست پس سعی کردم نفس نکشم اما نفس کشیدم و سیاهی مطلق
ویو ناشناس:
علامت ناشناس:#علامت دوک دستیارش:*
داخل دفترم نشسته بودم و داشتم به این فکر میکردم چطور پولای آقای کیم رو بالا بکشم که یکی در زد
#بیا تو
دوک اومد داخل و تعظیم کرد
*قربان اطلاعاته جدیدی پیدا کردیم
#در جریانم بزار
*اقای کیم یه دختر دارن
#اسمش
*کیم ات
#خوبه...... برام بیاریدش
*میتونم بپرسم نقشتون چیه
#میخوام با دخترش شکنجش کنم...مرخصی
ویو ات:
دیدگاه ها (۹۰)

#برادر ناتنی من

ازدواج اجباری

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

مربی موتور سوار

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پنهان عشق

(درخواستی)تهیونگ وقتی دعوا میکنیدسلام من ات هستم ۲ ساله با ش...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط