#عشق_بعد_نفرت
#عشق_بعد_نفرت
پارت 8
ویو یونگی
پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم رپره گفتم چون دختره الان وکالیست گروه میشه
یونگی: گل به خودی میزنی چرا
کوک: تاحالا خوندی اینطوری
یونگی: آره
ات: بچه ها من هنوز ابتدایی ام
جیهوپ: بریم آهنگو تمرین کنیم
ویو ات
اینا چرا سر من دعوا دارن بی خیالش شدم رفتیم آهنگو تمرین کردیم بعد از یک ساعت به سمت خونه مشترکمون رفتیم(اعضا دونفری تو یه خونن بعد یه خونه هم دارن که همه شون باهم توش زندگی میکنن)
رسیدیم خونه رفتیم داخل و من رفتم تو یکی از اتاقا لباس عوض کردمو اومدم
ات: بچه ها گشنمه
کوک: منم
تهیونگ: ارههه
نامجون: اره منم گرسنمه
جین: من که خیلی گشنمه
یونگی: من خوابم میاد
جیهوپ: اهوم
جیمین: منم همینطور
ات: خب چی میخورید درست کنم
کوک: نه پیتزا سفارش بدیم
ات: نه بزارید من یه مدل جدید پیتزا براتون حاضر کنم
جین وکوک: ماهم میایم کمک
ات: ممنون😊
ویو ات
رفتیم آشپز خونه نون باگت رو برداشتمو از وسط نصف کردم
کوک: میخوایم پیتزا درست کنیم
ات: میدونم گفتم قراره متفاوت باشه
جین: ببینیمو تعریف کنیم
بعد از 30 دقیقه پیتزا آماده شد و برش های مربعی دادم بهش
ات: غذا حاضره
جین: اینیکی متفاوته
شروع کردیم به خوردن بعد یک ساعت تموم شد شروع کردم به جمع کردن میز بعدش رفتم کنار اعضا و نشستم تصمیم گرفتیم فیلم ترسناک ببینیم چراغارو خاموش کردم و نشستیم فیلمه خیلی ترسناک بود ولی من قبلا دیده بودمش برای همین زیاد ترسناک نبود برام
جیمین: ات(ترسیده) احیانا تو دختر نیستی(ترسیده)
ات: دخترم چطور
جیهوپ: چ چرا ن نمیترسی(ترس و لکنت)
ات: ترسناک نیستش
یونگی: ات من مطمئنم تو پسری چون تمام لباسات به جز دو سه تا مشکین
ات: اهوم من مشکی دوست دارم
کوک: ات من دارم میگرخم تو چرا نمیگرخی
ات: نمیدونم
اینم از این پارت بچه هاببخشید دیر به دیر میزارم
پارت 8
ویو یونگی
پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم رپره گفتم چون دختره الان وکالیست گروه میشه
یونگی: گل به خودی میزنی چرا
کوک: تاحالا خوندی اینطوری
یونگی: آره
ات: بچه ها من هنوز ابتدایی ام
جیهوپ: بریم آهنگو تمرین کنیم
ویو ات
اینا چرا سر من دعوا دارن بی خیالش شدم رفتیم آهنگو تمرین کردیم بعد از یک ساعت به سمت خونه مشترکمون رفتیم(اعضا دونفری تو یه خونن بعد یه خونه هم دارن که همه شون باهم توش زندگی میکنن)
رسیدیم خونه رفتیم داخل و من رفتم تو یکی از اتاقا لباس عوض کردمو اومدم
ات: بچه ها گشنمه
کوک: منم
تهیونگ: ارههه
نامجون: اره منم گرسنمه
جین: من که خیلی گشنمه
یونگی: من خوابم میاد
جیهوپ: اهوم
جیمین: منم همینطور
ات: خب چی میخورید درست کنم
کوک: نه پیتزا سفارش بدیم
ات: نه بزارید من یه مدل جدید پیتزا براتون حاضر کنم
جین وکوک: ماهم میایم کمک
ات: ممنون😊
ویو ات
رفتیم آشپز خونه نون باگت رو برداشتمو از وسط نصف کردم
کوک: میخوایم پیتزا درست کنیم
ات: میدونم گفتم قراره متفاوت باشه
جین: ببینیمو تعریف کنیم
بعد از 30 دقیقه پیتزا آماده شد و برش های مربعی دادم بهش
ات: غذا حاضره
جین: اینیکی متفاوته
شروع کردیم به خوردن بعد یک ساعت تموم شد شروع کردم به جمع کردن میز بعدش رفتم کنار اعضا و نشستم تصمیم گرفتیم فیلم ترسناک ببینیم چراغارو خاموش کردم و نشستیم فیلمه خیلی ترسناک بود ولی من قبلا دیده بودمش برای همین زیاد ترسناک نبود برام
جیمین: ات(ترسیده) احیانا تو دختر نیستی(ترسیده)
ات: دخترم چطور
جیهوپ: چ چرا ن نمیترسی(ترس و لکنت)
ات: ترسناک نیستش
یونگی: ات من مطمئنم تو پسری چون تمام لباسات به جز دو سه تا مشکین
ات: اهوم من مشکی دوست دارم
کوک: ات من دارم میگرخم تو چرا نمیگرخی
ات: نمیدونم
اینم از این پارت بچه هاببخشید دیر به دیر میزارم
- ۲۳۹
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط