{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

…دل بر گذر لاله و گل داشت این دشت که پامال سواران خزان اس

…دل بر گذر لاله و گل داشت این دشت که پامال سواران خزان است
روزی که بجنبد نفس باد بهاری بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردیست در این سینه که همزاد جهان است
از داد وداد ان همه گفتند و نکردند یا رب چقدر فاصله دست و زبان است
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است
از راه مرو سایه که ان گوهر مقصود گنجیست که اندر قدم راه روان است.
دیدگاه ها (۳)

دل بر گذر قافله لاله و گل داشتاين دشت که پامال سواران خزان ا...

دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشتاین دشت که پامال سواران خزان...

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدیدردیست در این سینه که همزاد جه...

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی!

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدیدردیست در این سینه که همزاد جه...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدیدردیست در این سینه که همزاد جه...

‌امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده...

اي كوه تو فرياد من امروز شنيديدردي ست درين سينه كه همزاد جها...

اي كوه تو فرياد من امروز شنيديدردي ست درين سينه كه همزاد جها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط