{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است

دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه‌ی ایام دل آدمیان است

دل بر گذر قافله‌ی لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است

روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردی‌ست درین سینه که همزاد جهان است

"هوشنگ ابتهاج"
دیدگاه ها (۱)

💙خیلی طول کشید ولی بلاخره فهمیدم که؛تو هرچقدر محبت کنی، آدمِ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه‌...

از‌روی‌تو‌دل‌کندنم‌‌آموخت زمانه! این‌دیده‌از‌آن‌روست که‌خونا...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

دَردا و دریغاکه در این بازی خونینبازیچه‌ی ایام،دلِ آدمیان اس...

بسم الله الرحمن الرحیماز روي تو دل كندنم آموخت زمانهاين ديده...

دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشتاین دشت که پامال سواران خزان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط