#part_33

#part_33
#مبین
مبین-خو الان داره بوق میخوره من چیکار کنمممم؟وایییییی من چیکار کنمممم؟
شکیب-خو باشه اروم باش
طاها-هول نکن جواب داد اول سلام کن حالشو بپرس بعد ببین برنامش واس امشب چیع اوکی؟
مبین-باش فقط.....
خواستم حرف بزنم که صدای نازی تو گوشم پیچید
نازی-جانم
با این حرفش نیشم تا ته باز شد که طاها کنترل کوبید تو دماغم و از درد به خودم اومدم
نازی-عا نه یعنی بله کاری داشتید؟
شت زد تو ذوقم
طاها اشاره کرد که حرف بزنم
مبین-سلام خوبی
نازی-سلام ممنون تو....
تا خواست ادامه حرفشو بزنه ساکت شد
شت انگار قصد نداره مهربون باشه
مبین-امشب وقت داری؟
نازی-چطور؟
مبین_میخواستم اگه بشه همو ببینیم
اول مکث کرد
نازی-نمیدونم فکر کنم آزاد باشم
مبین-میشه باهم شام بخوریم؟
بعد یه مکث طوالنی بالاخره جواب داد
نازی-باشه کجا؟
با این جوابش خر ذوق شدم
مبین-خودم میام دنبالت
که صدای رها از اونور اومد
نازی-نه نه نههه خودم میام آدرسو بفرست
پوکر شدم باز وای رها من دستم به تو نرسه فقط
مبین-باشه آدرسو میفرستم برات ساعت8
نازی-اوکی بای
بلافاصله قطع کرد
حداقل نزاشت من خدافظی کنم
طاها-خو چی شد؟
مبین-امشب ساعت 8 میاد
شکیب-حله فقط قبلش باید آمادت کنیم
مبین-چیکار کنید؟
طاها-خیلی سادست یه چیزایی میگیم تو باید رعایت کنی تا مخ نازیو بزنی
مبین-خو من که قبلا زدم بازم میزنم
طاها-با اون کاری که کردی حتما بازم میزنی😐
مبین-خو باشه بابا هی نگو چیکار باید کنم؟
شکیب-خب ببین اول باید.....
#شکلات_تلخ
دیدگاه ها (۰)

‏🦊[۱۵:۲۷ ~ ۱۵:۳۷ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟؟استی: ت...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

فیک انتقام یا عشق

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 3)

the first lie

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط