{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

the first lie

part 19

ولی استرس بدی گرفتم....

سعی کردم بخوابم....

داشتم فکر میکردم به اون دختر علاقه ندارم...

اون خیلی.... خیلی سادست

من یه دختره داف میخوام
مثل شارلوت...

کم کم چشمام به اغوش خواب رفت و

سیاهی


صبح...

ویو کیم کلارا♡

با حس انرژی زیاد بلند شدم

قبل از اینکه صورتم و بشورم زنگ زدم به جینا...

«شروع تماس»

کلارا: الو جیناااااا صبح بخیر

جینا: سلام دختره ی ملعون

کلارا: چته باز؟

جینا: دیشب داداشم پیشت بوده.. مگه نه؟

کلارا: داداشت؟ نه بابا... چی میگی چرا باید نصف شب پیش من باشه؟

جینا: مگه من گفتم نصف شب؟

کلارا: نگفتی؟

جینا: نه

کلارا: امم چیزه اره بوده... ولی دلیل داشته

جینا: چی بوده؟

کلارا: بیا اینجا برات تعریف کنم...

جینا: باشه اومدم

«پایان تماس»

رید تو حالم

ویو جئون جینا☆

وایییی

چرا باید نصف شب داداش من اونجا باشه

من میگم همدیگرو دوست دارن میگن نه

خدایاااا

بدو بدو یچیز پوشیدم و رفتم سمت پارکینگ..

ماشینم و روشن کردم و رفتم سمت عمارت کیم

نزدیک بودم

گوشیم زنگ خورد.... کوک بود
جواب دادم

«شروع تماس»

جینا: جانم

کوک: سلام جینا کجا رفتی

جینا: دارم میرم پیش کلارا

کوک: نههههه نرو

جینا: چرا

کوک: چون یکی داره مارو میپاد

جینا: چییییی اوکی اوکی الان میام دنبالت باهم میریم پیش کلارا باید باهاش حرف بزنم

کوک: اوکی بیا

«پایان تماس»
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

ددی خون آشام من

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

اورلورا

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

مربی موتور سوار

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط