Sixteen steps to sin one step to lovepart 3

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 3)

آلانا:بچه ها بعد اینجا کجا بریم ؟
کوک:آمریکایی ها چه زود باهام صمیمی میشن .
آلانا:این صمیمی شدن نیست من فقط میخوام باهاتون آشنا بشم .
یورا: بریم کارائوکه .
آلانا:اوکیه اما باید با بابام هماهنگ کنم که امشب یخورده دیر میام خونه
یورا اوکی.
تماس آلانا با تهیونگ
.....
آلانا:الو بابایی
تهیونگ:سلام قشنگم
آلانا:بابایی امشب یخورده دیر میام خونه پیش دوستامم میخوایم بریم کارائوکه
تهیونگ:دوست پیدا کردی؟ چه زود
آلانا:آره اسم یکیش یوریه اسم یکیش هم جونگ کوکه .
تهیونگ:اوهوم کاری نداری؟
آلانا:نه
تهیونگ:برو با دوستات خوش بگذرون
آلانا :باشه بابایی بوس بای
تهیونگ:خدافظ
پایان تماس
آلانا:خب بچه ها اوکیه بزنید بریم سمت کارائوکه.
یوری بزن بریم .
داخل کارائوکه
آلانا:جونگ کوک تو هم یه دهن بخون فقط منو یوری میخونیم .
کوک:بیخیال صدام خیلی بده
یوری:بیخیال صدات که از من بدتر نیست
کوک:هوففف باشه
........
آلانا:دیوونه ای صدات عالیه .
یوری:راست میگه واقعا فازت چیه که میگی صدام بده
کوک:بیخیال واقعا صدام بده

حمایت هاتون کمه 😐
دیدگاه ها (۳)

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

Borrowed LifePart4صدای مردی از پشت سرش اومد.لینا برگشت.÷ جون...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

اجبار به بدبختی پارت۱۷

رمان خون‌آشام من پارت پنجم توی همین فکرا بود که بخواب عمیق ف...

پارت ۶داشتم نگاه جونگ کوک میکردم که یهو از پله ها سر خوردم و...

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط