پارت ۳
پارت ۳
که یهو رئیس کافه سر رسید...لعنتی حالا چیکار کنم
رئیس کافه:عوضیی باز چیکار کردی
شوگا:باز؟من اولین بارمه خرابکاری میکنم
رئیس کافه:پسره ی احمق باید پول همین سه تا لیوان رو بدی
شوگا:خیلی خسیس و پول پسندی باشه بعدا بهت میدم
رئیس کافه:الان باید بدی یا ۱ هفته بدون حقوق کار میکنی
شوگا: یااااا چه خبرته سه تا لیوان مگه چقدر پول شه گفتم که میدم مرتیکه عوضییی
رئیس کافه:اصلا تو اخراجی من دیگه هیچ نیازی به تو ندارم از کافه من گمشووووو
شوگا:یعنی چی واسه دو تا لیوان......باشه میرم اصلا چرا باید تو کافه یه عوضی مثل تو کار کنم میرم
رئیس کافه: برو بهتر کمبود نیرو ندارم
ویو شوگا
من به این کار احتیاج داشتم ولی خب منم غرور دارم نمی تونم جلو همچین کسی خودمو کوچیک کنم حالا چیکار کنم بدتر از همه آبرو ام جلو اون مرده رفت قهوه اش هم ندادم لعنتی.
داشتم واس خودم غر غر میکردم که یکی از پشت سرم صدام کرد.
جیمین: هوی گربه وایستا... یه لحظه وایسا
شوگا:با منی کاری داری؟
جیمین:آره میخواستم بگم که...
شوگا:میدونم روز تون رو خراب کردم قهوه تون رو هم ندادم آها شما آمریکانو می خواستید خب ببخشید ولی غرور ام رو زیر پا نمیزارم تا به اون عوضی التماس کنم ولی من به این کار نیاز داشتم خدایاااا
جیمین:واو تو واقعا نیاز به درد و دل کردن داری. خب بی خیال من میتونم بهت پیشنهاد کار بدم قبول میکنی؟
شوگا:چی واقعا...البته چه کاری؟
جیمین:خدمتکار میتونی؟
شوگا: خدمتکار؟ آممم خب باشه قبوله کی بیام
جیمین:فعلا باید برم شماره تو بده من بهت پیام میدم بیایی
شوگا: باشه
(جیمین گوشیشو داد به شوگا تا شمارشو بنویسه)
جیمین: خوبه خیله خب فعلا
شوگا: خیلی ممنونم خدانگهدار
شوگا ویو
واقعا چه شانسی ولی خدمتکار خب باید چیکار کنم یعنی این چیزا واسه دختراست آشپزی ، تمیز کاری و..... خب من نمیدونم باید برم تا ببینم چی میشه هرچی هم باشه چاره ای ندارم باید قبول کنم........ادامه دارد
شرط پارت بعد
۱۸ تا لایک
۲۰ تا کامنت
که یهو رئیس کافه سر رسید...لعنتی حالا چیکار کنم
رئیس کافه:عوضیی باز چیکار کردی
شوگا:باز؟من اولین بارمه خرابکاری میکنم
رئیس کافه:پسره ی احمق باید پول همین سه تا لیوان رو بدی
شوگا:خیلی خسیس و پول پسندی باشه بعدا بهت میدم
رئیس کافه:الان باید بدی یا ۱ هفته بدون حقوق کار میکنی
شوگا: یااااا چه خبرته سه تا لیوان مگه چقدر پول شه گفتم که میدم مرتیکه عوضییی
رئیس کافه:اصلا تو اخراجی من دیگه هیچ نیازی به تو ندارم از کافه من گمشووووو
شوگا:یعنی چی واسه دو تا لیوان......باشه میرم اصلا چرا باید تو کافه یه عوضی مثل تو کار کنم میرم
رئیس کافه: برو بهتر کمبود نیرو ندارم
ویو شوگا
من به این کار احتیاج داشتم ولی خب منم غرور دارم نمی تونم جلو همچین کسی خودمو کوچیک کنم حالا چیکار کنم بدتر از همه آبرو ام جلو اون مرده رفت قهوه اش هم ندادم لعنتی.
داشتم واس خودم غر غر میکردم که یکی از پشت سرم صدام کرد.
جیمین: هوی گربه وایستا... یه لحظه وایسا
شوگا:با منی کاری داری؟
جیمین:آره میخواستم بگم که...
شوگا:میدونم روز تون رو خراب کردم قهوه تون رو هم ندادم آها شما آمریکانو می خواستید خب ببخشید ولی غرور ام رو زیر پا نمیزارم تا به اون عوضی التماس کنم ولی من به این کار نیاز داشتم خدایاااا
جیمین:واو تو واقعا نیاز به درد و دل کردن داری. خب بی خیال من میتونم بهت پیشنهاد کار بدم قبول میکنی؟
شوگا:چی واقعا...البته چه کاری؟
جیمین:خدمتکار میتونی؟
شوگا: خدمتکار؟ آممم خب باشه قبوله کی بیام
جیمین:فعلا باید برم شماره تو بده من بهت پیام میدم بیایی
شوگا: باشه
(جیمین گوشیشو داد به شوگا تا شمارشو بنویسه)
جیمین: خوبه خیله خب فعلا
شوگا: خیلی ممنونم خدانگهدار
شوگا ویو
واقعا چه شانسی ولی خدمتکار خب باید چیکار کنم یعنی این چیزا واسه دختراست آشپزی ، تمیز کاری و..... خب من نمیدونم باید برم تا ببینم چی میشه هرچی هم باشه چاره ای ندارم باید قبول کنم........ادامه دارد
شرط پارت بعد
۱۸ تا لایک
۲۰ تا کامنت
- ۱.۳k
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط