{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کدامین چشمه سمی شد که اب از اب میترسد

کدامین چشمه سمی شد که اب از اب میترسد
که حتی ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد
گرفته دامن شب را غباری انچنان درهم
که چشم از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب میترسد
دیدگاه ها (۳)

تاریک باد… خانه ی مردی که… نمی جنگد… برای زنی که دوستش دارد

هر کسی برای خودش خیابانی دارد، کوچه ای، کافی شاپی و شاید عطر...

بد ترین نفرینی که دائیم میکنه: ایشالـ.. موقع ریــ*ـدن سکسکه ...

یعنی اگه تو ایران فیلمی بسازن لیوان بشکنه و طرف موقع جمع کرد...

پارت ۷۲

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.برای چند لحظه فقط...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

سناریو جدید

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

مرد بی رحم

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

dark life = 39

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط