{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت،

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت،
یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت!

از حسرت دیدار همینقدر بدان که،
همرنگ شده بخت من و موی سیاهت!

ماه قمری قدرت تغییر ندارد،
جایی که نمایان نشود صورت ماهت!

لبهای پر از حسرت من عضو اضافیست،
وقتی که بر آن حس نشود طعم گناهت!

تو موج خروشانی و در حال گذشتن،
من سنگ صبوری که میفتم سر راهت!

تو می روی و پشت سرت کاسه ی اشکم،
تقدیر من این است، خدا پشت و پناهت...
دیدگاه ها (۱)

ما می توانستیم قدر هم بدانیمدر کوچه ها آواز خوشبختی بخوانیمم...

تنها تو حق داری فقط باشی،اینجا کسی غیر از تو دعوت نیستتنها ف...

حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودیکنون که ماه تمامی نظر دریغ مد...

تبر بردار و بشکن قلب این دیوانه را امشبتویی که از محبت، دل ش...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت، یک سو منم و حسرت یک لحظه نگا...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت، یک سو منم و حسرت یک لحظه نگا...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت...

یک سو "تو"یی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط