{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:
فرمانده چرا اینقدر خوشحالی/مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟


شیطان جواب داد:امام اینها که بیاید عمر ما تمام میشود
اینها را که غافل کنیم امامشان دیرتر می آید

دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟
شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی!؟!.

هر کی معرفت داره و دلش مثل من لرزید منتشر کنه
دیدگاه ها (۱)

ای بابا...

خخخخ

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁵افسر پرونده‌اش را روی میز گذاشت و ...

معامله p14درِ اتاق با عجله باز شد.پزشک وارد شد و بلافاصله کن...

در نیمه های شب پارت دوازدهم(فلش بک زندگی زاندر)

P : 23

۳۴p***بکهیون در حالی که سعی می‌کرد چهره‌ی بی‌تفاوتش را حفظ ک...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

P : 28

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

خواهر یه کوالا پارت ۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط