پارت هفدهم
پارت هفدهم
رفتم تو آشپز خونه شرکت یکم آب ریختم خوردم..
همینطوری تو فکر بودم اون حق نداشت سر من داد
بزنه...
_نفس چت شده..😑
ترسیدم جیغ زدم ک امیر گفت:نترس منم باوا...
تو چت شده امروز؟؟؟...
_چیزی نیس...
_معلمومه اگه چیزی نشده چرا داری گریه میکنی...
_من...من کی گریه کردم...
_همین الان خودتو ببین...
دست کشیدم روی صورتم خیس بود من کی گریه
کردم که خودم متوجه نشدم...
_حالا بگو ببینم چی شده؟؟..
_هیچی یاد مامان بابام افتادم برا همین...
(هه چی بگم ،بگم آرمان نمیزاره برم خریدبرا اون گریه
میکنم)
_اها خدارحمتشون کنه..الانم اشکاتو پاک کن بریم
بیرون...😎
_باشه..☺
_آفرین...😄
آرمان
بعد اینکه نفس با چشای گریون از اتاق رفت بیرون مریم
اومد تو اتاق همینو کم داشتم...
_مریم حوصلتو ندارم برو بیرون...
تعجب کردم برای اولین بار بدون هیچ حرفی رفت بیرون
اعصابم بهم ریخته بود...
رفتم سمت آشپز خونه شرکت ک صدای خنده میومد..
_آفرین همیشه بخند دیگه نبینم گریه کنی..
_باشه
دیدم امیرو نفس دارن باهم حرف میزننو میخندن...
هه منو بگو به فکر این خانم بودم ک با حرفام
ناراحتش کردم گفتم بیام بهش بگم شب بریم خرید..
این ک از منم خوشحال تره اگه من گذاشتم بری خرید
آرمان نیستم..😎 😎
رفتم سمت اتاق کارم ب بقیه کارام برسم..
رفتم تو آشپز خونه شرکت یکم آب ریختم خوردم..
همینطوری تو فکر بودم اون حق نداشت سر من داد
بزنه...
_نفس چت شده..😑
ترسیدم جیغ زدم ک امیر گفت:نترس منم باوا...
تو چت شده امروز؟؟؟...
_چیزی نیس...
_معلمومه اگه چیزی نشده چرا داری گریه میکنی...
_من...من کی گریه کردم...
_همین الان خودتو ببین...
دست کشیدم روی صورتم خیس بود من کی گریه
کردم که خودم متوجه نشدم...
_حالا بگو ببینم چی شده؟؟..
_هیچی یاد مامان بابام افتادم برا همین...
(هه چی بگم ،بگم آرمان نمیزاره برم خریدبرا اون گریه
میکنم)
_اها خدارحمتشون کنه..الانم اشکاتو پاک کن بریم
بیرون...😎
_باشه..☺
_آفرین...😄
آرمان
بعد اینکه نفس با چشای گریون از اتاق رفت بیرون مریم
اومد تو اتاق همینو کم داشتم...
_مریم حوصلتو ندارم برو بیرون...
تعجب کردم برای اولین بار بدون هیچ حرفی رفت بیرون
اعصابم بهم ریخته بود...
رفتم سمت آشپز خونه شرکت ک صدای خنده میومد..
_آفرین همیشه بخند دیگه نبینم گریه کنی..
_باشه
دیدم امیرو نفس دارن باهم حرف میزننو میخندن...
هه منو بگو به فکر این خانم بودم ک با حرفام
ناراحتش کردم گفتم بیام بهش بگم شب بریم خرید..
این ک از منم خوشحال تره اگه من گذاشتم بری خرید
آرمان نیستم..😎 😎
رفتم سمت اتاق کارم ب بقیه کارام برسم..
- ۲۸.۰k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط