سناریو در خواستیییی چیفویو

ویو جینسه


واییییییییییی باید برم مدرسهههههه ( ناراحت )
بلند شدم لباس پوشیدم رفتم صبحونه خوردم
تو راه مدرسه
وایییی گربه هه چه نازهه یک گربه ی چشم سبز نارنجی روشن روبه بلوند
وای مدرسه دیر شدد من برم بای بای پیشی
از گورباح خداحافظی کردم و رفتم سمت مدرسه
خدار شکر زود رسیدم ۵ دقیقه دیگه معلم اومد من تازه وارد بودم بیرون کلاش منتظر بودم
معلم . خب بچه ها امروز یک دانش آموز جدید داریم جینسه بیا تو
جینسه . سلام من جینسه هستم خوشبختم امید وارم یک سال خوب کنار هم داشته باشیم ( با لبخند )
معلم . خب برو اونجا پیش چیفویو بشین
جینسه. چشم
رفتم بیش یک پسره نشستم خیلی خوشگل بود چشمای سبز داشت با مو های بلوند یک جورایی شبیه اون گربه هه تو راه مدرسه بود ولی چقدر خوشگله وایی فکر کنم بهش زل زدم وایی
نگاهم رو ازش دزدیدم به تخته نگاه کردم معلم داشت یک چیزایی می‌نوشت همشو نوشتم زنگ خورد و رفتیم خونه تو فکر بودم حواسم به جلوم نبود یهو خوردم به اون پسره
چیفویو . آخ ببخشید خوبی
من . آره آره من معذرت می خوام حواسم نبود
چیفویو . راستی اسمت چیه
جینسه. جینسه اسم شما چیه
چیفویو. منم چیفویو
جینسه. خوشبختم
چیفویو . منم همین طور ( با لبخند )



اینم در خواستی بقیشم مینویسممممم
دیدگاه ها (۲)

پنهان عشق

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

رئیس دوست داشتنی من پارت نهم صبح بود ومن درسرکار مشغول به کا...

the first lie

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

نه نه من رونالدو ام ⚽️ بزارید داستانم رو بگم که من زمانی رون...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط