{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید مغزم را جایی، جا بگذارم!

باید مغزم را جایی، جا بگذارم!
در فروشگاهی
درخیابانی
روی نیمکتی، پای درختی..‌.
یا بسپارمش به دست سر به هواترین کودکی که میبینم تا با خودش ببرد بیندازد جایی دور
و بدون مغز به خانه برگردم...
آنوقت شاید
در جواب آنهایی که میگویند فراموشش کن
بگویم:
در مورد چه کسی حرف میزنید؟
دیدگاه ها (۰)

Nine

باید مغزم را جایی، جا بگذارم!در فروشگاهی در خیابانی روی نیمک...

باید مغزم را جایی، جا بگذارم!در فروشگاهی در خیابانی روی نیمک...

#چگونه-باپدرت-آشنا-شدم؟-۶-ینی اگر یک ماده کرگدن چغر با آن پو...

نامه شماره شش «سلطان»یعنی اگر یک ماده کرگدن چغر با آن پوست ک...

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم_مونا زارع «نامه شماره ...

سلطانیعنی اگر یک ماده کرگدن چغر با آن پوست کلفتش دنبال شوهر ...

نامهء ششم----------یعنی اگر یک ماده کرگدن چغر با آن پوست کلف...

💔 💔 💔 💔 💔 @the_Cold_Memoriesمن خودم مرگ ِ خودم را به خودم فه...

مـــرگ ومــرهم3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط