سلام
سلام
شبتون بخیر....
امشب شب یلدا بود
مثلا بیشتر ادمها مهمونی نتونستم برم و
تا الان بیدار بودم و نتونستم بخاطر سردرد و چشم درد ناشی از
خستگی بخوابم
فردا امتحان ترم یک دارم و بدتر از همه
چندروزه عشقم رو ندیدم
دلم براش تنگ شده
قضیه تنهایی و... نیست
قضیه نازک نارنجی شدن و قضاوت کردن و حساس شدن ِ
اونم بعد اینکه عاشق میشی ِ
عمرا بگم تنهام چون یکی تو قلبم زندگی میکنه
ولی میخوام بگم همه چی کنار هم بودن نیست
عشق من با وجود تموم مشکلات ش هیچی از غمش بهم نمیگه
تا من فکر کنم حالش خوبه و خوشحال باشم
ولی من میدونم خسته س و روز پر مشغله ای داشته
و بهش حق هم میدم
نمیخوام نصیحت کنم ولی عمدا این بحث رو کشیدم وسط تا بهتون بگم
گاهی خودتون رو جای ادمهای اطرافتون بذارید و الکی قضاوت نکنید
کمی صبر کنید
اروم باشید
بپرسید
حرف بزنید
و نتیجه گیری کنید
یک نفره قضاوت نکنید
شاید خیلی اتفاقا افتاده باشه و خبر نداشته باشید
مرسی که خوندین
شب و عاقبت تون بخیر
(⌒▽⌒)
شبتون بخیر....
امشب شب یلدا بود
مثلا بیشتر ادمها مهمونی نتونستم برم و
تا الان بیدار بودم و نتونستم بخاطر سردرد و چشم درد ناشی از
خستگی بخوابم
فردا امتحان ترم یک دارم و بدتر از همه
چندروزه عشقم رو ندیدم
دلم براش تنگ شده
قضیه تنهایی و... نیست
قضیه نازک نارنجی شدن و قضاوت کردن و حساس شدن ِ
اونم بعد اینکه عاشق میشی ِ
عمرا بگم تنهام چون یکی تو قلبم زندگی میکنه
ولی میخوام بگم همه چی کنار هم بودن نیست
عشق من با وجود تموم مشکلات ش هیچی از غمش بهم نمیگه
تا من فکر کنم حالش خوبه و خوشحال باشم
ولی من میدونم خسته س و روز پر مشغله ای داشته
و بهش حق هم میدم
نمیخوام نصیحت کنم ولی عمدا این بحث رو کشیدم وسط تا بهتون بگم
گاهی خودتون رو جای ادمهای اطرافتون بذارید و الکی قضاوت نکنید
کمی صبر کنید
اروم باشید
بپرسید
حرف بزنید
و نتیجه گیری کنید
یک نفره قضاوت نکنید
شاید خیلی اتفاقا افتاده باشه و خبر نداشته باشید
مرسی که خوندین
شب و عاقبت تون بخیر
(⌒▽⌒)
- ۵.۶k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط