توضیحات !
هایی خواستم چندتا نکته بگم به کسایی که داستان رو میخونن تا دچار سوءتفاهم نشن ...
اولاً که عزی یه فرشته ست و تازه داره عواطف انسانی رو درک میکنه و یجورایی درکش برا عزی از بقیه سخت تره چون تو سن کم سختیای زیادی کشیده و داستان زندگیش با بقیه برادراش متفاوته ، درکل منظورم اینه که بعضی جاها رفتار غیر منطقی نشون میده بخاطر همینه که زیاد احساسات انسانی رو درک نمیکنه اما داره تموم تلاشش رو میکنه (من گریه نمیکنم خاک رفته تو چشمم)
دوم اینه که ما شاهد این بود که فقد گاد و رافائل و عزی و کارلوس با امی دیدار داشتن یکی از دلایلش اینه که گاد به بقیه اجازه نداده چون الان که امی تو همچین موقعیتیه عزی یکم ... *گوه میخورم بیشتر از یکمه * تند خو شده و ممکنه برادراش رو مقصر بدونه که امی رو تنها گذاشتن یا اینکه اونا برا امی دل بسوزونن و به عزی سرکوفت بزنن و مهم تر از همه عزی کلا رو اینکه مایکل به امی نزدیک بشه حساسه مخصوصا وقتی امی تو این موقعیته دیگه خودتون تصور کنید چی میشه ! ...
خب نکته ی بعدی راجب دارویی که کاترین و تیفانی به خورد عزی دادنه ، دارو ت*ریک کننده بوده و چون تو نوشیدنی الکلی بوده بیشتر اثر گذاشته ولی خب غیرقابل تحمل نبوده مخصوصاً برا عزی که قابلیت بدنی ش از انسانا بیشتر ولی درکل تحملش سخت بوده و سر همین بحثایی که امی داشته هم خیلی عصبانی بوده ... خلاصه میدونم درست نیست کارکترا رو بد جلوه بدم ولی من خواستم داستان رو واقعیت گرانه جلوه بدم درست مثل زندگی های واقعی که هر اتفاقی توش میوفته و همه چیز گل و بلبل نیست ..
نکته ی آخر هم اینه که امی از عمد ناز نمیکنه ... اونم دلش میخواد حرفای عزی رو باور کنه ولی همه ی ما وقتی زخم میخوریم دیگه نمیتونیم مثل قبل اعتماد کنیم ، امی هم دوست داره دوباره مثل قبل با عزی باشه ولی دست خودش نیست و میترسه ، احساساتش کور شدن ، هنوز عزی رو دوست داره ولی همش با خودش فکر میکنه برا عزی کم گذاشته و اون باعث شده عزی بره ازدواج کنه و از کارلوس هم فاصله گرفته و درکل امی خودش رو مقصر میدونه ...
خب خب امیدوارم توضیحاتم مختصر باشه و یه نکته ی دیگه اینه که من بخاطر یه شرایطی خیلی سرم شلوغه و مثل قبل نمیتونم پارت بدم ولی تمام سعی م رو میکنم تا هر شب پارت بدم ...
از شما خاننده های عزیز خیلی ممنونم که همیشه منو حمایت میکنید دوستتون دارم 🙃✨🌌
اولاً که عزی یه فرشته ست و تازه داره عواطف انسانی رو درک میکنه و یجورایی درکش برا عزی از بقیه سخت تره چون تو سن کم سختیای زیادی کشیده و داستان زندگیش با بقیه برادراش متفاوته ، درکل منظورم اینه که بعضی جاها رفتار غیر منطقی نشون میده بخاطر همینه که زیاد احساسات انسانی رو درک نمیکنه اما داره تموم تلاشش رو میکنه (من گریه نمیکنم خاک رفته تو چشمم)
دوم اینه که ما شاهد این بود که فقد گاد و رافائل و عزی و کارلوس با امی دیدار داشتن یکی از دلایلش اینه که گاد به بقیه اجازه نداده چون الان که امی تو همچین موقعیتیه عزی یکم ... *گوه میخورم بیشتر از یکمه * تند خو شده و ممکنه برادراش رو مقصر بدونه که امی رو تنها گذاشتن یا اینکه اونا برا امی دل بسوزونن و به عزی سرکوفت بزنن و مهم تر از همه عزی کلا رو اینکه مایکل به امی نزدیک بشه حساسه مخصوصا وقتی امی تو این موقعیته دیگه خودتون تصور کنید چی میشه ! ...
خب نکته ی بعدی راجب دارویی که کاترین و تیفانی به خورد عزی دادنه ، دارو ت*ریک کننده بوده و چون تو نوشیدنی الکلی بوده بیشتر اثر گذاشته ولی خب غیرقابل تحمل نبوده مخصوصاً برا عزی که قابلیت بدنی ش از انسانا بیشتر ولی درکل تحملش سخت بوده و سر همین بحثایی که امی داشته هم خیلی عصبانی بوده ... خلاصه میدونم درست نیست کارکترا رو بد جلوه بدم ولی من خواستم داستان رو واقعیت گرانه جلوه بدم درست مثل زندگی های واقعی که هر اتفاقی توش میوفته و همه چیز گل و بلبل نیست ..
نکته ی آخر هم اینه که امی از عمد ناز نمیکنه ... اونم دلش میخواد حرفای عزی رو باور کنه ولی همه ی ما وقتی زخم میخوریم دیگه نمیتونیم مثل قبل اعتماد کنیم ، امی هم دوست داره دوباره مثل قبل با عزی باشه ولی دست خودش نیست و میترسه ، احساساتش کور شدن ، هنوز عزی رو دوست داره ولی همش با خودش فکر میکنه برا عزی کم گذاشته و اون باعث شده عزی بره ازدواج کنه و از کارلوس هم فاصله گرفته و درکل امی خودش رو مقصر میدونه ...
خب خب امیدوارم توضیحاتم مختصر باشه و یه نکته ی دیگه اینه که من بخاطر یه شرایطی خیلی سرم شلوغه و مثل قبل نمیتونم پارت بدم ولی تمام سعی م رو میکنم تا هر شب پارت بدم ...
از شما خاننده های عزیز خیلی ممنونم که همیشه منو حمایت میکنید دوستتون دارم 🙃✨🌌
- ۱۸.۰k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط