{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب داستان کثشعره ما تا اونجایی بود که تو سال ۱۹۹۰ دلقک دا

خب داستان کثشعره ما تا اونجایی بود که تو سال ۱۹۹۰ دلقک داستان ما برای خودش یه لباس طراحی میکنه و سیرک خودشو میزنه🌝
اون روزا زیاد سیرک محبوبیتی نداشت و هر یک ماه یکبار فقط دو یا سه نفر میومدن از یدونه چادر های کوچیکه سیرک یه چیپس یا یه غذا میخریدن
بعدم میرفتن. سیرک داشت اروم اروم داشت ورشکسته می‌شد ولی دلقک داستان ما تو همین مدت تغیرات زیادی کرد
تونست حالت های ماسک رو تغییر بده(اینو گفته بودم ولی دوباره هم میگم) رنگ پوستش هم به سفید تغییر میکنه(اینم گفته بودم🌝💔) دیگه نیازی به اب و غذا نداشته چون دیگه یجورایی انسان نبوده
فقط و فقط عصب های بدنش کار میکردن ولی متأسفانه برای بدنش یعنی هیچ دردی رو احساس نمیکرد یا اسیبی نمی‌دید فقط بدنش درد رو احساس میکرد تنها چیزی که براش واقعا درست مونده بود احساساتش بود و حافظه اش
خب دیگه داستان کثشعره ما تا اینجا به پایان رسید🌝
ادامش برا وید بعدی🌝
دیدگاه ها (۱۱۱)

(خب ادامه داستان کثشعره ما)بعد از سال ها تو سال ۱۹۸۷ دوباره ...

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح (میدونم کثشعره ولی خب)دا...

خب متأسفانه داستان کثشعرماپلود نشد🌝💔💔(من چرا اینقدر بدبختم؟)...

داستان ویدیو :مو صورتیه اگنس و اون یکی هم اسمش مونا هست و خب...

اومدم برا بار سوم بیوشو بدم برم رو مختون آدرین/ اوسی/ سیرک د...

چند پارتی

سناریو بلولاک وقتی شب بیدارشون میکنی و میگی گشنمهایساگی: میر...

❌مهم❌خواهشا نیاین هیت بدین که سناریو هام رو خودم ننوشتم و هو...

اوسیه بانگوم ولی با کمی تغیرات*دیگه زخم نداره*نام:سوگیموری*ه...

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط