حداقل نصفِ ما، تو کل زندگیمون،

حداقل نصفِ ما، تو کل زندگیمون،
نه یه اکیپ پایه داریم،
نه یه مسافرت خفن‌ میریم،
نه قراره دونفری تو کویر دراز بکشیم و به آسمون خیره بشیم؛
‏فقط میریم سرکار و با خانواده میجنگیم.
‏واقعا ترسناک نیست؟
نمیترسید همینجوری عمرتون تموم شه؟!
دیدگاه ها (۴)

#سناریو_استری_کیدزوقتی با کل پول‌هاشون خرید کردی و با کلی کی...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

جدایی

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

ابلیس

بهار بدون تو

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط