{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

Part 15

جین چند لحظه ساکت موند

جین:مطمئنه قبلا هم دنبالش کرده

جونگکوک:آره

جین:الان کجاست

جونگکوک:هنوز توی اتاقه

جین:من میام بیمارستان

تماس قطع شد

جین سریع سمت همکارش برگشت

جین:یه نفر دیگه هم وارد این پرونده شده

همکار:کی

جین:هنوز نمیدونیم

جین پرونده رو برداشت

جین:باید دوربین های اطراف خونه اِما رو از چند هفته قبل بررسی کنیم

همکار:چشم رییس

بیمارستان

جین وارد اتاق شد

اِما روی تخت نشسته بود و جونگکوک کنارش بود

جین:اِما میتونی اون مرد رو توصیف کنی

اِما چند لحظه سکوت کرد

اِما:قدش بلند بود

جین:چیز دیگه ای

اِما نگاهش رو پایین انداخت

اِما:انگشتر داشت

جین:چه انگشتری

اِما:نقره ای بود

جین نگاه کوتاهی به جونگکوک انداخت

جین:صورتش رو دیدی

اِما چند ثانیه فکر کرد

اِما:نه کامل

جین:ولی میشناختیش

اِما خیلی آروم سرش رو تکون داد

جین:از کجا

اِما:چند بار نزدیک خونه دیدمش

جونگکوک با تعجب به خواهرش نگاه کرد

جونگکوک:چرا قبلا بهم نگفتی

اِما چیزی نگفت

جین متوجه شد اِما دوباره مضطرب شده

جین:باشه دیگه سوالی نمیپرسم

اِما برای چند لحظه به جین نگاه کرد

اِما:آقای کیم

جین:بله

اِما:فکر کنم اسمش رو میدونم

جین چند قدم جلو رفت

جین:اسمش چیه

اِما لب هاش رو به آرومی تکون داد

اِما:کیم تهیونگ


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط