𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆
𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆
Part 6
ساعت نزدیک هشت شب بود
جونگکوک توی دفتر کارش نشسته بود و مشغول بررسی چند پرونده بود که یکی از افرادش وارد شد
قربان جلسه تا نیم ساعت دیگه شروع میشه
جونگکوک پرونده رو بست
همه حاضر باشن و هیچکس بدون هماهنگی وارد سالن نشه
چشم قربان
مرد از اتاق خارج شد
همون موقع آرین از پلهها پایین اومد
جونگکوک با دیدنش از جاش بلند شد
کجا میری؟
آرین کیفش رو برداشت
میخواستم کمی قدم بزنم
جونگکوک به ساعتش نگاه کرد
الان؟
آرین شونهای بالا انداخت
از صبح توی خونه بودم حوصلهم سر رفته
جونگکوک چند لحظه نگاهش کرد
میتونی توی باغ قدم بزنی ولی بیرون از عمارت نرو
آرین با تعجب پرسید
چرا؟
چون هنوز معلوم نیست چه کسی پشت تصادفت بوده
آرین نگاهش رو پایین انداخت
هنوز فکر میکنی تصادفم عمدی بوده؟
جونگکوک با لحنی جدی جواب داد
تا وقتی مطمئن نشم اتفاقی بوده یا نه نمیتونم بیخیال این موضوع بشم
آرین آروم گفت
باشه
جونگکوک به محافظ اشاره کرد
همراهش باش
آرین به سمت باغ رفت و بعد از چند دقیقه روی نیمکت نشست
وقتی مطمئن شد کسی نزدیکش نیست گوشیاش رو بیرون آورد و پیام کوتاهی برای یکی از افرادش فرستاد
فعلا هیچ تماسی با من نگیرین تا خودم خبر بدم
گوشی رو خاموش کرد و دوباره به داخل عمارت برگشت
نزدیک نیمهشب جونگکوک از جلسه خارج شد
وقتی وارد سالن شد آرین رو دید که روی مبل خوابش برده بود
چند لحظه بهش نگاه کرد و بعد کت خودش رو برداشت و روی شونههای آرین انداخت
آرین با احساس گرما چشمهاش رو باز کرد
جلسه تموم شد؟
جونگکوک سر تکون داد
آره چرا اینجا خوابیدی؟
منتظرت نبودم فقط خوابم برد
جونگکوک لبخند کمرنگی زد
فردا شب زودتر برو استراحت کن
آرین از جاش بلند شد
شب بخیر
شب بخیر آرین
آرین به سمت اتاقش رفت
جونگکوک چند لحظه نگاهش کرد و بعد رو به محافظش گفت
از فردا مراقبت ازش رو جدیتر کنین
نمیخوام اتفاق دیگهای براش بیفته
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 6
ساعت نزدیک هشت شب بود
جونگکوک توی دفتر کارش نشسته بود و مشغول بررسی چند پرونده بود که یکی از افرادش وارد شد
قربان جلسه تا نیم ساعت دیگه شروع میشه
جونگکوک پرونده رو بست
همه حاضر باشن و هیچکس بدون هماهنگی وارد سالن نشه
چشم قربان
مرد از اتاق خارج شد
همون موقع آرین از پلهها پایین اومد
جونگکوک با دیدنش از جاش بلند شد
کجا میری؟
آرین کیفش رو برداشت
میخواستم کمی قدم بزنم
جونگکوک به ساعتش نگاه کرد
الان؟
آرین شونهای بالا انداخت
از صبح توی خونه بودم حوصلهم سر رفته
جونگکوک چند لحظه نگاهش کرد
میتونی توی باغ قدم بزنی ولی بیرون از عمارت نرو
آرین با تعجب پرسید
چرا؟
چون هنوز معلوم نیست چه کسی پشت تصادفت بوده
آرین نگاهش رو پایین انداخت
هنوز فکر میکنی تصادفم عمدی بوده؟
جونگکوک با لحنی جدی جواب داد
تا وقتی مطمئن نشم اتفاقی بوده یا نه نمیتونم بیخیال این موضوع بشم
آرین آروم گفت
باشه
جونگکوک به محافظ اشاره کرد
همراهش باش
آرین به سمت باغ رفت و بعد از چند دقیقه روی نیمکت نشست
وقتی مطمئن شد کسی نزدیکش نیست گوشیاش رو بیرون آورد و پیام کوتاهی برای یکی از افرادش فرستاد
فعلا هیچ تماسی با من نگیرین تا خودم خبر بدم
گوشی رو خاموش کرد و دوباره به داخل عمارت برگشت
نزدیک نیمهشب جونگکوک از جلسه خارج شد
وقتی وارد سالن شد آرین رو دید که روی مبل خوابش برده بود
چند لحظه بهش نگاه کرد و بعد کت خودش رو برداشت و روی شونههای آرین انداخت
آرین با احساس گرما چشمهاش رو باز کرد
جلسه تموم شد؟
جونگکوک سر تکون داد
آره چرا اینجا خوابیدی؟
منتظرت نبودم فقط خوابم برد
جونگکوک لبخند کمرنگی زد
فردا شب زودتر برو استراحت کن
آرین از جاش بلند شد
شب بخیر
شب بخیر آرین
آرین به سمت اتاقش رفت
جونگکوک چند لحظه نگاهش کرد و بعد رو به محافظش گفت
از فردا مراقبت ازش رو جدیتر کنین
نمیخوام اتفاق دیگهای براش بیفته
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۴۳
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط