Hamid.joker
Hamid.joker
متن از خودم
غریبانه ظلمت به جا مانده در فردا را ورق میزنم
و در اتاقک کوچک خود
راهروی وحشت ناک تاریکی رسم میکنم
و تن صداهای تو خالی را
مهمان گوشی ها کرم میکنم
من از افسوس
حسرت و ناامیدی را بار دارم
و با دلهره پیوندی دیرینه دارم
من به احساس معتقدم
به یک دنيا وزش ظلمت نامهربانی نیز واقفم
اما
در عمق شب های تاریک خیالم که به فراسوی نمناک و مه آلود ویرانی مینگرم
لبریز میشوم از زاییدن
من فرزند نامشروعی به نام حماقت را وارد دنیای به خلسه رفته از دوری خوشبختی کردم
باورت از این همه حجم پر از خالی ابعاد زیر پا له شده رخسار بدی پر شده است
و
ناجوانمردانه خود را حبابی کوچک میپندارد
مرا ببخشا که گه گاه آب راکد چشمانت را با حفره های خالی دلت از یاد میبرم
من اعتقاد دارم ابلهانه میشود زیست
و نیز ابلهانه از تماشای نخل های سوخته شده لذت برد
مرا ببخش
اگر منه فاسد آرزوی ادا کردن حق تو را همانند یک جنگ فرسایشی در دلت میان میعادگاه جنون به رگبار میبندم
و آن را ذره ذره ذوب میکنم
مرا ببخش که اگر حرفهایم
گیجمندانه فرارند
.
.
آه
مرسی که خوندید
متن از خودم
غریبانه ظلمت به جا مانده در فردا را ورق میزنم
و در اتاقک کوچک خود
راهروی وحشت ناک تاریکی رسم میکنم
و تن صداهای تو خالی را
مهمان گوشی ها کرم میکنم
من از افسوس
حسرت و ناامیدی را بار دارم
و با دلهره پیوندی دیرینه دارم
من به احساس معتقدم
به یک دنيا وزش ظلمت نامهربانی نیز واقفم
اما
در عمق شب های تاریک خیالم که به فراسوی نمناک و مه آلود ویرانی مینگرم
لبریز میشوم از زاییدن
من فرزند نامشروعی به نام حماقت را وارد دنیای به خلسه رفته از دوری خوشبختی کردم
باورت از این همه حجم پر از خالی ابعاد زیر پا له شده رخسار بدی پر شده است
و
ناجوانمردانه خود را حبابی کوچک میپندارد
مرا ببخشا که گه گاه آب راکد چشمانت را با حفره های خالی دلت از یاد میبرم
من اعتقاد دارم ابلهانه میشود زیست
و نیز ابلهانه از تماشای نخل های سوخته شده لذت برد
مرا ببخش
اگر منه فاسد آرزوی ادا کردن حق تو را همانند یک جنگ فرسایشی در دلت میان میعادگاه جنون به رگبار میبندم
و آن را ذره ذره ذوب میکنم
مرا ببخش که اگر حرفهایم
گیجمندانه فرارند
.
.
آه
مرسی که خوندید
- ۱.۰k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط