{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود». آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»
دیدگاه ها (۱)

.

میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم ...

یکی از شاگردان سقراط وی را پرسید: زچه رو هرگزت اندوهگین ندید...

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنه...

فیک : بین راندها

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کن...

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کن...

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کن...

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کن...

دعا کن گندمت آرد شود! زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آس...

دعا کن گندمت آرد شود! زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آس...

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد آسیابان گندم او را در کنا...

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد.آسیابان گندم او را در کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط