پارت ۱۵

در کلاس و باز می کنم و اولین چیز، آیزاوا رو میبینم. انگار منتظر بوده من بیام و بعد تدریس کنه.
- خب ری بیا داخل.
داخل می شم و به همه نگاه می کنم. بله کاچان اونجا نشسته و مثل همیشه اخم کرده وای که چقد خرررههه.
- خودت و معرفی کن.
- سلام من ری هستم.
- کوست چیه ری؟
اینم از مینا.
- خب، من کوسه ندارم.
اینم یه دروغ دیگه که هیچکس قرار نیست بفهمه دروغ بوده. درواقع یه جورایی راسته ولی خب.
- تچ. چطور یه بی کوسه می تونه پذیرفته بشه؟
اینجا قسمت موردعلاقمه. می خوام ذهن کاچان و بخونم.
- * حتما اینم یه احمق دیگه مثل دکوعه. *
عرررر باکودکووو
- ری با قدرتش تونست ۱۰ تا ربات و از کار بندازه که قابل قبوله و درضمن توی امتحان انتقالی تونست نمره ی قابل توجهی رو کسب کنه.
کِی؟ کجا؟ من؟ ولی عرررررررر
- تچ.
- خب دیگه می تونی بشینی.
میرم و مثل همیشه بهترین صندلی یعنی ردیف آخر گوشه، کنار پنجره رو انتخاب می کنم و میشینم. جایی که به راحتی می تونم کل کلاس و ببینم و درضمن انتخاب دیگه ای هم نداشتم. بقیه ی صندلی ها پر بود. طبیعیه.
- خب درس امروز رو با فیزیک شروع می کنیم.
درس موردعلاقم.
- خب کی میدونه کرم چاله چی هست؟
میدونم ولی نمی خوام تو چشم باشم. نمی خوام منو صدا_
- ری؟
ای تف توش. بلند میشم.
- کرم چاله یک موضوع بحث برانگیز بین دانشمندا هست. برخی به این باور هستن که کرم چاله ها وجود دارن ولی بعضی هاهم نه ولی اکثرا در بین دانشمندا کرم چاله به شکل شیپور معروف هست که یه کف و سقف داره که هردو بیضی شکل هستن و باهم موازی ان. توی مرکز کرم چاله باید یه انفجار بزرگ درحد فضا مکان رخ بده تا کرم چاله عمل کنه. کار کرم چاله اینجوری هست که با انفجار بزرگ توی مرکزش کف و سقف کرم چاله به هم می رسن و فضای بینش از کف و سقف کرم چاله خارج میشن. اینجوری فضای اون وسط صفر میشه و از بین میره ولی سیاه چاله هرآنچه که به یه اندازه ی مشخص بهش نزدیک بشه رو درون خودش میکشه و معلوم نیست داخلش به کجا میبره.
مثل اون حفره ولی ...
- خیلی ممنون.
میشینم و ادامه ی کلاس ... الان دیگه غروبه باید برگردم خوابگاه.
هی من تا حالا به این فکر نکرده بودم ولی انگار من یه کوسه ی دیگه هم دارم. من انیمه رو کامل دیدم و می دونم چه اتفاقی قراره بیفته. من الان توی این دنیا واقعا خدام.
دیدگاه ها (۰)

رمان یک نیمکت فاصله

ران بی تی است قسمت دوم اومد*هوسوک: چرا یونگی هیونگ توی این ک...

فصل اول | مدرسه آویدقسمت ششم | پشت در کلاس چهارم

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

🌙☀️~ همیشه بهمون گفتن خورشید و ماه هیچ‌وقت به هم نمی‌رسن…ولی...

اهم

قبلاً جونگکوک ویدیوی این سگ ناز رو لایک کرده و ری‌پست کرده ب...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

🐰🚀 ~ ری‌پ.ست جدید جونگکوکی!جونگکوک پست space_mystery.zip رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط