{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه ضریحی , نه رواقی و نه سقاخانه ای

نه ضریحی , نه رواقی و نه سقاخانه ای
چشم ها اینجا نمی بینند جز ویرانه ای

زائری اینجا نخواهد دید صحن و گنبدی
کفتری پیدا نخواهد کرد آب و دانه ی

سنگ اگر باشد در اینجا آب خواهد شد دلش
کوه خواهد بود اگر اینجا نلرزد شانه ای

چشم هایش ساغر خون دلش شد هر کسی
بی صداکرده ست نذرخاک ها پیمانه ای

روضه خواندن,گریه کردن, فاتحه ممنوع شد
پاسخش چوب است وقتی که بجنبد چانه ای

روز و شب گرم طواف قبله های خاکی اند
با دوچشم کاسه ی خون دسته ی پروانه ای

کافران مامور اجرای امور دین شدند
قبله باز افتاده در دست بت بیگانه ای

عاقبت یک روز خواهد ساخت روی این قبور
گنبدی از شعرهایش شاعر فرزانه ای
دیدگاه ها (۱)

فرق دارد جلوه اش در ظاهر و معنا حرمگاه شادی، گاه غم دارد برا...

برای پنجره فولاد چقدر،دلتنگمزلطف خود بنما زر دل چنان سنگمنقا...

من شدم وقتی گدا،بی‌وقفه آقایم شدیدادم از کف مکنتم را..کل دنی...

پای زینب کوچه‌ها را یک به یک رَد می‌کنیمما دمشقش را شبیه شهر...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

چندپارتی جونگ کوک

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

پارت ۳۱گای دستش را بالا اورد و جلوی نور خورشید را گرفت.اشعه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط