{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیالم بوسه می گیرم، ز لبهایی که نیست

در خیالم بوسه می گیرم، ز لبهایی که نیست
هی تجسم می کنم، آن نقش زیبایی که نیست
تا فراسوی افق، تا ساحل عشق و امید
می دهم امشب دلم را دست رویایی که نیست
دل به امواج خروشان نگاهت می زنم
با تو هر شب می روم همراه دریایی که نیست
پا به کویت می گذارم تا بگیرم دل ز تو
پر ز عشقت می کنم دل را ز لیلایی که نیست
همچو مجنون می شوم افسانهء هر عاشقی
در پی عشقت گذارم پا به هر جایی که نیست
منتظر تا لحظهء دیدار رویت سر رسد
تا رسد آن لحظهء صبر و شکیبایی که نیست
مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت
غیر تو هرگز ندارم، دل به فردایی ک نیست.
دیدگاه ها (۴)

تو میخندے و تمامِ قندهاےِ عالم در دل من آب مے شود لبخند شیر...

دوست دارم ... با تُـــ️ـــو باشم با تُـــ️ـــو هم بستر شوم ب...

دوستت دارمچرایش را نپرساتفاقی دل سپردمماجرایش رانپرسبارهابار...

نه این که حال خوشش بی خبر ز حال من استبه من نیاز ندارد، همین...

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

Attar050511

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط