می‌نروم هیچ از این خانه من

می‌نروم هیچ از این خانه من
در تک این خانه گرفتم وطن

خانه یار من و دارالقرار
کفر بود نیت بیرون شدن

سر نهم آن جا که سرم مست شد
گوش نهم سوی تنن تنتنن

#مولانای_جان
دیدگاه ها (۰)

همه،دوردست را نگاه می‌کنند…انگارخطر همیشه آن‌سوی مرزهاست.کسی...

attar-050615

میگفت بعد از خوندن کتاب تصمیم گرفتم توبه کنم... درست همون رو...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : -دراصول اعتقادات دين ...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_34/5فصل پانزدهم...

به آواره زمین بخشیدم، از او خان درآوردماز آن ویرانۀ بی‌مشتری...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

السلام علیک یابن رسول الله ص

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط