داشت می‌رفت خم شد و #بوسید

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید
#طفل خود را که گرم #بازی بود
و کلاه خیال بر سر داشت

نگهش سوی همسرش چرخید
که رخ از #اشک دیدگان تر داشت
مرد از عمق سینه #آه کشید
چرخش دیدگان مشتاقش
سوی #همسر به روی ماه دوید

با #خدا گفت: ای بزرگترین
هرچه دارم ز مهر و نعمت توست
همسر خوب و کودک شیرین
#عشق و آرامش و قرار و قرین

بانگی اما رسد به گوش مرا
گویدم با حرامیان #جنگ است
باز می‌خواندم به #همیاری
#دشمن اکنون کنار خانۀ ماست
نادرست است خویشتن‌داری

جنگ با او وظیفۀ من و توست
وز حریم حرم نگهداری
تو سر همرهیِ ما داری؟
هیچ آیا کمک توانی کرد؟
گفته‌ام من به پاسخش #آری!

کودکم گرچه نیک شیرین است
همسرم گرچه همچو مه زیباست
همه چیزم فدای راه خداست
همه را می‌نهم #حرم تنهاست


✍️ شاعر: #سیدعلی_موسوی_گرمارودی

عنوان شعر: در حریم حرم
برای شهید حججی و دیگر شهدای حرم

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#مدافع_حرم #مدافعان_حرم #شهدای_مدافع_حرم
#شهید_حججی #حججی #موسوی_گرمارودی
#سید_علی_موسوی_گرمارودی
دیدگاه ها (۰)

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

در این #پویش یکی از مطالب صفحه‌‌تان ویژه خواهد شد. ؛ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

چِهِل هِندِوانه، چو گویِ زِ بَرجَدکِه کَردیش غَلطان زِ چوگان...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط