{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفست می‌وزد و بوی بهار در گلِ پیرهنت پنهان است

نفست می‌وزد و بوی بهار در گلِ پیرهنت پنهان است
در زمستان تن من، تن تو برف در چلّه‌ی تابستان است

لطف فروردین در آمدنت، سال نو لحظه‌ی خندیدنِ توست
ساعت از این هیجان در آتش، عقربه عقربِ سرگردان است

عشق تو ریشه دوانده در من، مثل یک بوته‌ی گل در دلِ خاک
تنِ من اما در آغوشت، خاکِ خشکی است که در گلدان است

رقصِ موهات بر آن صورتِ ماه، ابر و بادی است وَرای تذهیب
خطّ ابروی تو در نستعلیق مایه‌ی حیرت خطاطان است

"هر کجا هستم، باشم، - با تو - آسمان، عشق، هوا مال من است"
بی تو این خانه مرا سلول است، بی تو این شهر مرا زندان است

حاجتِ راه‌نما نیست، که نیست هیچ‌کس راه‌بلدتر از من
کعبه مقصود منِ بی‌دل نیست، مقصدِ من خود ترکستان است"
دیدگاه ها (۲)

عاشقی در دلِ صحرا ،جگری می خواهددلِ آتش زده ی شعله وری می خو...

همه را محض تو ،دادم به فنافقط از عشق تو ماندی ،بخداکهنه قلبی...

می شود در آشنایی با دو چشمسطری از غم نامه ما را نوشتمی توان ...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

⏳ ظهور نزدیک است...📌 وعده‌ی خدا نزدیک تر از چیزی است که فکر ...

پیشگویی شهادت در شعر رهبر شهید،به نقل از آیت‌الله سیدمحمد عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط