جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا

جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا
خواهم از جان خوشتری باشد، که آن گویم ترا

من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن تست؟
هم تو خود فرماکه: چونی، تا چنان گویم ترا

جان من، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشین، که عمر جاودان گویم ترا

تا رقیبان را نبینم خوشدل از غمهای خویش
از تو بینم جور و با خود مهربان گویم ترا

بسکه میخواهم که باشم با تو در گفت و شنود
یک سخن گر بشنوم، صد داستان گویم ترا

قصه دشوار خود پیش تو گفتن مشکلست
مشکلی دارم، نمیدانم چه سان گویم ترا؟

هر کجا رفتی، هلالی، عاقبت رسوا شدی
جای آن دارد که: رسوای جهان گویم ترا...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم تراخواهم از جان خوشتری ...

‌جان خوشَست، اما نمیخواهم که جان گویم تُراخواهم از جان خوشتر...

جان خوشست، اما نمی‌خواهم که: جان گویم تو راخواهم از جان خوش‌...

جان خوش است، اما نمیخواهم که جان گویم تورا؛خواهم از جان خوش ...

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد من ندانم با که گویم شرح درد ق...

قلباتون انرژی میده 🧸🤍کامنت فراموش نشه 🍒#ولاگ_درسی#انگیزه_درس...

پوتین بکشورش خائن نبود بر عکس سران سیاسی و اقتصادی ایران

یه عده بر بچهای نظامی ارتش و سماه و مردم جونشون رو گرفتن کف ...

قلباتون انرژی میده 🧸🤍کامنت فراموش نشه 🍒#ولاگ_درسی#انگیزه_درس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط