جان خوش است، اما نمیخواهم که جان گویم تورا؛

جان خوش است، اما نمیخواهم که جان گویم تورا؛

خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تورا؛

من چه گویم آنچنان باشد که حد حسن توست؛

هم تو خود فرما که چونی، تا چنان گویم تورا؛

جان من با آنکه خاص، از بهر کشتن آمدی؛

ساعتی بنشین، که عمر جاودان گویم تورا؛

تا رقیبان را نبینم دل خوش از غم های خویش؛

از تو بینم جور و، با خود مهربان گویم تورا؛

بس که میخواهم که باشم با تو درگفت و شنود؛

یک سخن گر بشنوم، صد داستان گویم تورا...
دیدگاه ها (۱)

جان خوشست، اما نمی‌خواهم که: جان گویم تو راخواهم از جان خوش‌...

جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم تراخواهم از جان خوشتری ...

جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم تراخواهم از جان خوشتری ...

‌جان خوشَست، اما نمیخواهم که جان گویم تُراخواهم از جان خوشتر...

منم و آسمانِ زیباییکهکشانی همه تماشاییمنم و روح های روحانیصا...

قاصدک ! یادت هست به تو گفتم که برو تو اگر بین همین مردم دنیا...

گاهی دلم روشن می شود ، امیدی در دلم می غلتد که شاید امروز تو...

شاید کمی طولانی باشد ولی خیلی زیباست.یا علیاشک می‌بارید از چ...

وصیت نامه کامل شهید حجت الله رحیمی تاریخ : شنبه، 23 اردیبهشت...

ای مرد خدا سالروز شهادت مبارکوصیت نامه خادم الشهداء حجت الله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط