{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزن که سوز دل من به ساز میگوئی

بزن که سوز دل من به ساز میگوئی
ز ساز دل چه شنیدی که باز میگوئی


مگر حکایت پروانه میکنی با شمع
که شرح قصه به سوز و گداز میگوئی
دیدگاه ها (۱)

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط