همخونه اخموم ( part 10 )

#همخونه_اخموم🌱
#PaRt10
"حال"
سومی:عروسم اسمت چیه؟!
با لبخند ساختگی ک رو لبام بود گفتم:ا/ت
سومی:اسمتم مثل خودت قشنگه
با لبخندی نگاش کردم ک جیمین از اشپزخونه اومد بیرون
سومی:جیمینننن

"پیام بازرگانی"
( آیا از پشم های خود خسته شدید؟)
(سیلندر توربو ابراهیمی نژاد)

جیمین:جانم اوما من همینجام جیغ نزن
سومی:برو آماده شو عروسمو ببر دانشگاه تا ثبت نام کنه
ا/ت:ببخشید ولی میشه انقد بهم نگید
عروسم..بعدشم خودم میرم

سومی:باشه حالا نمیخاد از من خجالت بکشید جیمین سری باش دیگ
جیمین:باشه اوما...
مامان جیمینو رسوندیم خونشون منو مجبور کرد جلو بشینم..
از ماشین پیاده شدم و وارد دانشگاه شدم زیاد شلوغ نبود...
کارای ثبت نام تموم شد باید کتابام میگرفتم از دانشگاه ک اومدم بیرون گوشیم زنگ خورد نگاهی کردم مامانم بود با لبخند ایکون سبز و کشیدم
'کال'
_سلام دخترم خوبی
+سلام قربونت برم خوبم شما خوبید؟!
_خداروشکر مام خوبیم ثبت نام کردی؟!
+اره عزیزم همین الان از ساختمان بیرون اومدم تو حیاط دانشگاهم
_باشه پس من دیگ مزاحمت نشم خدافر
+خدافز
'پایان‌کال'

بچه ها لطفا کسایی که فیک منو میخونن اعلام حضور کنن هیشکی حمایت نمیکه و این واقعا منو ناراحت میکنه بفیه پیج هارو میبینم که فیک مینویسن بیشتر از صد تا کامنت ولایک میگیرن من ۴ تا ۸ تا لایک میگیره پستام بیشترین لایکی که تاحالا داشتم ۲۵ تا بوده اون پستم که سنجاق کردم لطفا حمایت کنین🥲🥲🥲🥲🥺🥺🥺
دیدگاه ها (۱۶)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

My Boy❄

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

مافیای من

بریم ؟؟لتس گو رمان :«عموی ناتنی من»(تابع قوانین ویسگون)Part:...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

سرنوشت پارت(۱۳)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط