{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر شهر مالِ من بود

اگر شهر مالِ من بود
در هر خيابانش يك بغل فروشى
تأسيس ميكردم كه اگر پاييز بود و
نمِ باران و
يك دنيا برگِ زردِ ريخته از درخت و
يك دل كه پر از دلتنگيست...🍃🍂
جايى باشد براى دقيقه اى
در آغوش كشيده شدن و
ثانيه اى آرامش و
لحظه اى امنيت...
آرى من اگر بودم
به جاى اين همه درمانگاه و مريض خانه
در هر خيابان فقط يك بغل فروشى ميزدم و تمام..❤️‍🔥🫂
دیدگاه ها (۰)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

.....پارت هجدهم.....

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

Five

dark life = 38

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

My lovely neighbor part : 65

️اگر شهر مالِ من بود،در هر خیابانش یک بغل فروشی تأسیس میکردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط