{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely neighbor part : 65

مارک دیگه هیچی نمیگفت
بوی پاپ کورن کره ای فضا رو پر کرده بود همون طور که داشتیم وارد صف میشدیم مارک دستش رو دور کمرم انداخت اون علناً داشت پیش می رفت و من از اونجایی که نسبت به تهیونگ روحاً و جسماً کشش داشتم نمیدونستم راجب به این پیش روی چه احساسی دارم و یه سری جزئیات کوچک وجود داشت که واقعیت این که ما فقط با هم به ملاقات نامعمول داشتیم رو بازگو میکرد
بعد از این که بلیط‌ها رو گرفتیم توی صف دکه‌ی تنقلات ایستادیم و مارک گفت :
& تا حالا ژیمناستیک کار کردی؟
سوالش خیلی عجیب و غریب بود
+ نه چرا اینو میپرسی؟
& بدنت به نظر خیلی منعطف و نرم میاد انگار که قبلا ژیمناستیک کار بودی
جدی بود واقعاً؟
+ نه حتی یه پشتک هم نمیتونم بزنم
بعد از این که نوشیدنی‌ها و پاپ کورن رو گرفتیم توی صف جایی ایستادیم که مردی بلیط هامون رو میگرفت و وارد سالن میشدیم وقتی که دست مارک دور کمرم قرار گرفت کمی از جا پریدم هر ثانیه ای که میگذشت دستش پایین تر می رفت، جوری که آخرش روی باس*نم موند بدنم شروع کرد به عرق کردن بعد از گذشت یه دقیقه از این رفتارش تو موقعیتی خودم رو نشون دادم که دیگه یه حس‌هایی بهش دست نده
از طرفی توی درونم هنوز چراغ ها خاموش نشده بودن و بازهم داشتم به نقشه ی استراتژیک برای رفتنمون بعد از فیلم می ریختم اگه بخوام صادق باشم باید بگم که حتی مطمئن نیستم که بخوام بازم بشینم تو ماشین این پسره
من فقط میخواستم ویبره‌ی موبایلم رو خاموش کنم که اون رو دیدم
_ همیشه به پسرها اجازه میدی که تو ملاقات اول باس*نت رو دستمالی کنن؟
تهیونگ بود
قلبم شروع به کوبیدن کرد
همون طور که من توی سالن تاریک سینما رو نگاه میکردم ضربان قلبم هم سریع و سریع تر میشد ، اینجا بود؟
چلسی : تو این سالنی؟
تهیونگ : تو کجایی؟
چلسی : از اونجایی که ظاهراً داشتی من رو تعقیب میکردی یعنی جواب سوالت رو نمی دونی؟
تهیونگ : تو طبيعتاً باید برای دیدن فیلم جدید جیمز باند اومده باشی من تو اون سالنم تو کجایی؟
چلسی : ما اومدیم فیلم ویل اسمیت رو ببینیم مال جیمز باند بلیط این سانسش تموم شده بود
تهیونگ : بهش بگو که باید از دستشویی استفاده کنی و منو بیرون ببین
وقتی که من جوابی ندادم اون دوباره تکست داد
تهیونگ : فقط پنج دقیقه میخوام
چلسی : باشه
+ بر می‌گردم
من این رو همزمان با پخش تیتراژ اولیه ی فیلم زمزمه کردم و ادامه دادم : + میرم سرویس بهداشتی
تهیونگ رو که اونجا ایستاده بود و در انتظار من به دیوار تکیه داده بود دیدم و نزدیک بود نفسم بریده شه این به من فهموند که احساساتم حتی یه کم از درس‌هایی که تو این مدت بهشون داده بودم رو نگرفتن تمام اشتیاق و کششم نسبت بهش تو یه لحظه برگشت و این برای من واقعاً افتضاح بود نزدیک بود تا قلبم بیفته تو دست‌هاش و ازش بخواد تا منو ببره خونه اما مغزم پاهام رو متوقف کرد تا جلوتر از اینی که هستند نرن
کلاه مخصوصش رو پوشیده بود شمایل و بوش خیلی خوب بود به بلوز سفید زیر فید زیر سویشرتش پوشیده بود تیپی که با سبکش فرق میکرد سویشرتش به عضلات سینه اش چسبیده بود آستین‌هاش رو بالا داده بود و یک ساعت فلزی کلفت هم روی مچش خودنمایی میکرد به شلوار جین مشکی و یه جفت بوت کارگوی مشکی هم تیپش رو کامل کرده بود
این همه خوشتیپ کرده بود تا من رو تعقیب کنه؟
اون بالاخره گفت : _ سلام
صداش باعث لرزه ی خفیفی توی بدنم شد؛ کلی دلم برای صداش تنگ شده بود
+ داری چکار میکنی؟
_ تو هیچ وقت به من اطلاعاتی درباره اش ندادی تا چکش کنم
+ اهم من اصلا نمی دونستم که ما هنوز باهم حرف میزنیم تو از کجا میدونستی که من اینجام و برنامه دارم تا فیلم جیمز باند رو ببینم؟
بشکنی زدم
+ آها درسته تو وارد اکانتم شدی
_ تو هیچ وقت پسووردت رو عوض نکردی
+ مجبور نبودم ولی این به تو حق انجام دادن این کار رو نمیده
_ فقط میخوام مطمئن بشم که در امانی
+ تو یه مرد زاغ سیاه چوب زنی
_ به هیچ جام نیست که این جوری درباره ام فکر میکنی من قبلا هم بهت گفته بودم که درباره ی این یارو احساس بدی دارم اگه نیاز باشه غرورم رو بشکنم و خودم رو مسخره ی خاص و عام کنم تا تو در امان باشی بازم این کارها رو میکنم
+ چرا انقدر خودت رو قاطی زندگی من میکنی؟ اون هم تو شرایطی که از وقتی که کمکم کردی تا اسباب کشی کنم انگار آب شدی و رفتی تو زمین حتی یه کلمه هم باهام حرف نزدی
_ این به این معنی نیست که مراقبت کردن از تو رو متوقف کردم دور بودن از تو ، توی چند هفته ی گذشته سخت ترین کاری بود که تابه حال انجام دادم..

سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا روح نباشید لطفاً
دیدگاه ها (۵)

My lovely neighbor part : 64

My lovely neighbor part : 63

My lovely neighbor part : 46

My lovely neighbor part : 47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط