🍁

🍁
🍁🍁
🍁🍁🍁
🍁🍁🍁🍁

#هوس_خان👑
#پارت27




اخم کردم و گفتم دختر خوبی باش منو عصبی نکن حرفایه دیشبم اگه یادت رفته باشه میتونم حرفام باز موبه‌مو برات تکرار کنم

تو موظفی که کنار من باشی چون چشم منو گرفتی بدجوری ان چشمامو گرفتی از من که انتظار نداری ازت بگذرم؟

تو حق انتخاب داری یا کنارم میمونی و به خواسته های من تن میدی یا برادر و خواهر تو ازت میگیرم!
انتخاب برای تو یا خودتو انتخاب کن یا خانوادتو..

چشمای دریاییش خیلی زود خیس شد موهای طلاییش نوازش کردم و گفتم مطمئن باش کنار من بودن هیچ وقت به ضرره تو نمیشه تو قراره کنار من بمونی...

همین خواهرت مهتاب از خداشه که من بهش دست بزنم کنارش باشم اما من اونو نمیخوام توعه موطلایی رو می خوام چون بدجوری منو درگیر خودت کردی..‌

آهسته زمزمه کرد
_ اما تو شوهرخواهر منی
خواهرم عروسته!

لبخندی بهش زدم و گفتم من ترجیح میدم خواهرت فقط اسمش عروسم باشه یعنی اسمش عروسه ولی من تورو می خوام

با گریه گفت
_منو ازار نده خواهش میکنم
خواهش می کنم

پیشونیشو بوسیدم صورتش لمس کردم و لباش و با انگشتم نوازش کردم و گفتم




🌹🍁
@khanzadehhe
😻☝️
دیدگاه ها (۱)

A Shadow Named Youسایه‌ای به نام تو P.17(روایت از زبان ا.ت)ب...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑥ترجیح دادم از لباسایِ قدیمیِ خودم بپوشم چون...

پارت ۱۳

سلام بچه ها اومدم اولین فیلم رو بدم بیرون که فقط هم همین یه قسمته ببخشید اگه بد بود فقط یادتون بمونه

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

چند پارتی

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط