{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴


ویو ا.ت


با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم
توی بغل جین بودم و داشت موهام رو نوازش میکرد
نگاهش کردم ، چشماش رو بسته بود ولی بیدار بود
تکونی به خودم دادم و و به حالت نشسته ، نشستم
با بلند شدن من سریع چشماش رو باز کرد و اونم نشست

جین : بیدارت کردم عزیزم ؟
ا.ت : نه

رومو ازش برگردوندم و طرف مخالف رو نگاه میکردم

بیشتر بهم نزدیک شد ولی فاصلش رو حفظ کرد
آروم شروع به حرف زدن کرد
جین : من واقعا متاسفم ، دیشب بدون فکر اون حرفا رو بهت زدم و حتی بدتر از اون حرفا بهت سیلی زدم ، وقتی رفتی تازه فهمیدم چکار کردم ، بهت کلی زنگ زدم و صد ها پیام دادم ولی جواب ندادی ، به تمام دوستات زنگ زدم ولی همشون میگفتن خبری ازت ندارن ، در آخر مجبور شدم به مامانت زنگ بزنم و همه چیز رو براش توضیح بدم و اونم بهم گفت که اینجایی .

چند لحظه نگاهش کردم ولی دوباره سرم رو برگردوندم

بیشتر بهم نزدیک شد و دستم رو گرفت

جین : ا.ت اون خونه بدون تو مثل یه زندان بود ، وقتی تو نبودی من اونقدر تنها بودم که حتی نمیدونم قبل از تو چجوری زندگی می‌کردم ، تو قسمتی از زندگیه من نیستی ، در واقع کل زندگیم هستی چون بدون تو زندگیم معنا نداره
الان هم برای معذرت خواهی با گل و شکلات نیومدم چون نمی‌خوام به خاطر کادو باهام آشتی کنی ، می‌خوام به خاطر خودم و حرفام باهام آشتی کنی .

نگاهش کردم
چشماش خیلی زیبا و عمیق بود

با حرفاش تونسته بودم ببخشمش ولی میخواستم بازم کمی اذیتش کنم
پس بدون نگاه کردن بهش روی تخت سمت مخالفش دراز کشیدم و پتو رو روی خودم کشیدم
جین : ا.ت ؟

جوابش ندادم

جین : اهای خانم من این همه حرف زدم حداقل جوابمو بده

بازم چیزی نگفتم

چند لحظه هیچی نگفت و حرکتی انجام نداد

چند ثانیه بعد دستای بزرگی دور کمرم حلقه شد
محکم بغلم کرده بود

ا.ت : جین نکن
جین : پس بالاخره باهام صحبت کردی
ا.ت : نخیرم قهرم

آروم روی موهام رو نوازش کرد و بوسه ای روشون گذاشت
جین : خیلی ناراحتی نه ؟
ا.ت : اوهوم ، حتی گونم کبود شده

آه غمگینی کشید و بیشتر بغلم کرد
جین : ببخشید عزیزم
ا.ت : فقط عزیزتم ؟
جین : نخیر شما خانوممی ، عشقمی ، زندگیمی ، پرنسسمی ، دخترمی ، غرغروی منی ، کیوت منی
ا.ت : غرغرو ؟
جین : نیستی ؟
ا.ت : نخیر ( کیوت )

خنده ی بلندی کرد و سرش رو داخل گردنم فرو برد و گازی گرفت
ا.ت : آخ جین چکار می‌کنی ؟
جین : کوچولوی من می‌بخشیم ؟
ا.ت : شاید
جین : شاید یعنی آره ؟
ا.ت : اوهوم

نفس آسوده ای کشید و سرش رو روی شونم گذاشت
جین : واقعا متاسفم
ا.ت : باشه دیگه مهم نیست
چیزی نگفت و جای سیلیه دیشب رو بوسید

یاد عکسهایی افتادم که ظهر گرفتم

سمت جین چرخیدم که مستقیم باهاش چشم تو چشم شدم

ا.ت : ر راستی من ظهر کنار رود هان کلی عکس گرفتم ، میخوای نگاشون کنی ؟

دست راستش رو زیر سرش قرار داد
جین : حتما عزیزم


گوشیم رو از روی عسلیه کنار تخت برداشتم و وارد گالریم شدم

جین دستش رو به نشونه ی بغل باز کرد
وارد بغلش شدم و سرم رو روی سینش گذاشتم

یکی یکی عکسا رو نشونش میدادم و ذوقی که بعد از دیدن عکسا میکرد واقعا خوشحالم میکرد
دونه دونه از همه ی عکسا تعریف میکرد و قربونت صدقم می‌رفت

جین : خیلی خوشحالم که بخشیدیم که کنارم بودن رو انتخاب کردی

ا.ت : من نه تنها ایندفعه بلکه تا ابد تو رو انتخاب کردم .



پایان .

چطور بود ؟
دیدگاه ها (۱۱۵)

درود قشنگام حالتون خوبه ؟ دخترا چت ناشناس زدم 🥹 حتما بیاید ‌...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط