(اگر حموم باشید و اونا ندونسته بیان داخل:) پارت ۱:)

راستیتش خودم یکیش رو انتخاب کردم و نوشتم :)
برید بخونید حال کنید:)
.
مایکی/Mikey:
حمومت رو کرده بودی و داشتی داخل حموم موهات رو خشک میکردی و هیچ لباسی تنت نبود ک یهو در باز میشه و مایکی خواب آلود ک ‌چشماش رو می‌مالید میاد تو و ت رو میبینه همینجوری کلا ب سینه هات زل زده بود ک یهو ب خودش میاد و با تته پته سریع عذرخواهی می‌کنه و مثل فِشَنگ از حموم می‌ره بیرون و در رو می‌بنده و دوباره می‌ره ت جاش و می‌خوابه.
بعد ازین ک از خواب بیدار میشه بهت میگه:
مایکی:دورایاکی من هم چهرش خوشگله هم بدنش.
(ریدم ب روم نیارید⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩)
......................................................................................................................................
باجی/Baji:
داشتی حموم میکردی تقریباً کارت تموم شده بود ک یهو صدای غرغر می‌شنوی و در حموم باز میشه و باجی میاد ت و یهو غرغرش تموم میشه و سکوت میکنه ی نیم ساعتی همینجوری بهت نگاه می‌کنه ک ت داد میزنی و میگی گم شو بیرون و یهو میبینی زد زیر خنده ت هم ک کلا آلبالو گیلاس شده بودی پشتتو ب باجی می‌کنی غرغر میکنی ک بره بیرون میبینی نمیره بیرون بزور پراش میکنی بیرون بعد ازین ک از حموم میایی بیرون میاد پیشت و بهت میگه:
باجی:هی کیتن دلم میخواد بازم اینطوری وارد حموم بشم تا گوجه بودنت رو ببینم.
(اینو خوب نوشتم فک کنم⁦ಥ⁠‿⁠ಥ⁩)
......................................................................................................................................
هانما/Hanma:
داشتی حموم میکردی و حس کردی ی بوی سیگار میاد ک یهو فهمیدی هانما داره میاد سمت حموم تا خواستی سریع حوله رو از کنار در برداری هانما در حموم و باز می‌کنه و ت رو وسط حموم میبینه و یهو اون لبخند معروفش رو میزنم و میاد تو و در رو میبنه و خیلی سریع از پایین ب بالا از بالا ب پایین اسکنت می‌کنه ت هم سعی میکنیم بدنت رو با دستان بپوشونی و تا میخواستی شروع کنی غر زدن سرش و داد و بیداد کردنی میگه:
هانما:بیبیییی میشه منم بیام و باهات حموم کنم از بدنت لذت ببرم.
(بیایید درباره این موضوع صحبت نکنیم ک بعدش چ اتفاقی افتاد فک کنم ا/ت سه قلو بچه زایید:)
......................................................................................................................................
خب خب بقیه بچه ها هم پارت بعد می‌زارم:)
دیدگاه ها (۳۴)

سناریو خط قرمز

داستان قلعه بینهایت شیون شیون داشته شیاطین رو می‌کشته که یهو...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو مایکی پارت اخر

احتمالا شب امضای برجامم ریخته بودن بیرون ب قر و فر دادناحتما...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

stolen

داستان

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط