{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۸

پارت ۱۸

جونگ کوک :چته؟
یونا:میشه منو ببرین پیش دوستام باید بهشون کمک کنم

جونگ کوک:اونوقت چرا مگه همون یه بار بس نبود ها؟
یونا:الان واقعا وقت هیچی نیست خواهش میکنم باید دوستمو نجات بدم اگه نرم میمیره
جین:میشه درست توضیح بدی که ما هم بفهمیم چه اتفاقی افتاده ؟
یونا:تانر دوستمو دزدیده لطفا منو ببرین

جونگ کوک:شما چطوری از حال همدیگه با خبرین آخه واقعا برام سواله وقتی گوشی نداری چطوری میفهمین که چه اتفاقی افتاده‌هوم نکنه گوشی داری و قایمش کردی ؟

یونا:آره حالا میشه منو ببرین
یونگی:حداقل یه ذره انکار میکردی که گوشیت رو نگیره‌

یونا:لعنت به هرچی گوشیه خواهش میکنم
جونگ کوک:نه نمیشه
یونا:چرا
جونگ کوک:وقتی دوستت رو تونسته بدزده تو که دیگه چیزی نیستی اجازه نمیدم

یونا:بابا جون من مهم نیستت د چرا نمیفهمین اونا خانواده منن من حاضرم هرکاری براشون انجام بدم التماستون میکنم

جیمین:جونگ کوک باید کمکش کنیم الان نمیتونی مخالفت کنی
جونگ کوک:نهه بسه دیگه نمیگم اگر یکی از شما باش کمک کنه که بخواد دوستش رو نجات بده و بلایی سرش بیاد از چشم شما میبینم و بلایی سرتون میارم که خودتون نفهمین کار کیه
یونا:لعنتی دارم ازت خواهش میکنم چرا آخه چرا معنی خانواده رو نمی‌فهمی؟
جونگ کوک:آره نمی‌فهمم پس بسه

(یونا میره تو دستشویی تا راحت تر بتونه با شیو حرف بزنه)

یونا :شیو لطفا کمک یوری کن التماست میکنم من نمیتونم بیام شیباللل
شیو:یونا چیشده
یونا:اجازه نمیده من بیام هرکاری بتونم از اینجا برات انجام میدم
شیو:یعنی چی که نمیزاره غلط کرده(هرچی دوست دارین بهش بگین به دل نگیرین غلط میکنه به پسرم اینجوری میگه 😂)
یونا:شیو لطفا کمکش کن هرچی بخوای برات جور میکنم من باید برم
شیو:یونا وایسا یونااا لعنتییی

دو روز بعد

جونگ کوک:چرا انقد تو خودتی
یونا:چیزی نیست
جونگ کوک:کاری که نمیکنی نه ؟
یونا :چه کاری از من بر‌میاد ها؟ منو تو خونه زندانی کردی بعد انتظار داری‌چیکار کنم چرا نمیزاری کمکش کنم
جونگ کوک:بهت گفتم دیگه نگی نه زود باش آماده شو باید بریم لباس بگیریم برای مهمونی
یونا:میدونی که اگر اتفاقی برای دوستم بیوفته از چشم تو میبینم
جونگ کوک:میدونی که تهدیدات روی من جواب نداره پس بلند شو
(یونا انقد اعصابش خورد میشه که یه داد میزنه و میره تو اتاق )

جونگ کوک:داد نزنن دیوونهه
یونا:دلم میخواد
جونگ کوک:چی گفتی
یونا:هیچییی
جونگ کوک:ترسش برات بسه عزیزم
چطور بود 😉🫠
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱۹جونگ کوک:پیاده شو یونا:اوفجونگ کوک:اوف نکن داری اعصاب...

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

پارت ۱۷ جونگ کوک:خوبییونا:آ..آره چتونه چرا اینحوری‌همتون این...

پارت ۱۶یونا:چی چی میگی تو چرت و پرت نگو بیا بغلم که کلی دلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط