رفتم , مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ....

رفتم , مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ....
راهی بجز گریز برایم نمانده بود .....
این عشق آتشین پر از درد بی امید ....
در وادی گناه و جنونم کشانده بود .....

رفتم که بوسه ای پر حسرت تورا .....
با اشک های دیده ز لب شستشو دهم ....
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود ....
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم ....


فروغ فرخ زاد
دیدگاه ها (۵)

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نماند...

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده...

رفتم ،مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتم مرا ببخــــش و مگــو او وفا نداشت..راهـــــﮯ بجز گریـــ...

رفتم مرا ببخــــش و مگــو او وفا نداشت..راهـــــﮯ بجز گریـــ...

رفتٖم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بـجـز گـریـز برای...

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی به جز گریز برایم نمانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط